برگردان به زبان ساده
برون از دیده غواص صد دریای خون آمد
که تا یک گوهر ارزنده از دریا برون آمد
هوش مصنوعی: از چشمها غواصهای زیادی در حال غوطهوری در دریاهایی از خون هستند، تا اینکه در نهایت یک گوهر ارزشمند از عمق دریا به بیرون بیاید.
زبس دلهای خونین کرده جا در نافه زلفش
عجب نبود گر از آن موی مشکین بوی خون آمد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلف او، که دلهای بسیاری را آزرده کرده است، تعجبی ندارد اگر از موهای مشکی او بوی خون استشمام شود.
مگر زلف نژند تو کمند خاطر من شد
که هر جا میکشد دل در قفایش بیسکون آمد
هوش مصنوعی: مگر موهای فریبنده تو، قلب من را گرفتار نکرده است که هر جا دل مرا میکشد، در اسارت آن میمانم؟
مرنج از راستی کز سرو موزون بر بیالائی
بمه سنجیده ام حسن رخت صدره فزون آمد
هوش مصنوعی: ناراحت نباش از حقیقتی که من با دقت و سنجش، زیبایی چهرهات را بالاتر از هر درخت زیبایی تشخیص دادهام.
زکف شد دامن دلدار اکنون باد در دستم
چها زین پس بمن یا رب زبخت واژگون آمد
هوش مصنوعی: دست من از محبت یار خالی شده، حالا چه انتظاری میتوانم داشته باشم؟ ای خدا، بخت من به هم ریخته است.
چگونه ره برم در شام هجران بر سر کویش
اگر نه بوی زلف عنبرینش رهنمون آمد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم در شب جدایی به سوی کوی او بروم، اگر عطر خوش زلفش مرا هدایت نکند؟
اگر دیوانه زنجیر زلف آن پری روئی
برت آشفته صد مجنون پی درس جنون آمد
هوش مصنوعی: اگر دیوانهای به خاطر زیبایی و زلفهای آن پریچهره دچار شیدایی و آشفتگی شود، صدها مجنون دیگر نیز برای یادگیری عشق و دیوانگی به سراغش میآیند.