برگردان به زبان ساده
ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزد
رفت غم پیک طرب حلقه زنو بر در زد
هوش مصنوعی: ای ساقی، از آن شراب کهنه بیاور که مه نو سرزد و غم را به سر میبرد. حالا، سرود شادی و خوشی دوباره به در زنگ میزند.
سفری شد صفر و ماه ربیع آمد باز
شد زره خار غم و نوگل شادی سرزد
هوش مصنوعی: سفری به پایان رسید و ماه ربیع دوباره فرا رسید. غم و اندوه کنار رفت و گلهای تازه شادی شکفتند.
بسته بد خون دو ماهه بگلوی مینا
ساقی از ماه نو امروز بر او نشتر زد
هوش مصنوعی: ساقی، امروز با نیشتر، پردهای از زیبایی و لطافت را از گلوی پرندهای آبی رنگ که به مانند دو ماه درخشان است، گسسته است.
گردش جام طلب گردش گردون فانیست
غلط است اینکه کسی تکیه به هفت اختر زد
هوش مصنوعی: توجه به زیباییها و لذات زندگی مانند جامی است که در حال چرخش است، اما فراموش نکنیم که دنیا ناپایدار است. بنابراین، غلط است اگر کسی به موجودات ثابت و ابدی مانند ستارهها تکیه کند و خیال کند که همیشه در امان خواهد بود.
چار مادر بهل و هفت پدر و این سه پسر
صادر از کف بنهد عارف و بر مصدر زد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به مفاهیم عمیق و معنوی اشاره میکند. او درباره وجود چهار اصل مادر و هفت اصل پدر صحبت میکند که به نوعی به ریشهها و مبانی زندگی اشاره دارد. این سه پسر نیز نمادی از جوانههایی هستند که از این منابع نشأت میگیرند و فرد عارف، با درک و شناخت عمیقتری که از این اصول دارد، به منبع معانی و حقایق دست مییابد. در واقع، این بیت به جستجوی حقیقت و درک عمیق از زندگی اشاره دارد.
سعد و نحس زحل و مشتری از بیخبریست
باخبر باش که از نظره ساقی سر زد
هوش مصنوعی: سعادت و شقاوت انسان به خاطر ناآگاهی اوست. باید آگاه باشی که حقیقتهای زندگی از نگاه و دیدگاه خودت شکل میگیرد.
ساقی آمد بصفا نقل و می و ساغر داد
مطرب آمد بنوا چنگ نی و مزمز زد
هوش مصنوعی: ساقی با تازگی و خوشی، شراب و جام را آورد. نوازنده نیز با نواختن چنگ و زدن نواهای دلنشین، فضا را پر از موسیقی کرد.
خوندل چند توان خورد در این دیر چو خم
خنک آن کاو زکف ساقی ما ساغر زد
هوش مصنوعی: در این میخانه، دلهای بیقرار چقدر میتوانند بنوشند، در حالی که آن خم لذتبخش که ساقی ما از دستش جام میدهد، چقدر شیرین و خوشگوار است.
یار بیرنگ برنگ دگر آمد در بزم
مطرب عشق در این پرده ره دیگر زد
هوش مصنوعی: دوست بیهویت و بیرنگ، با رنگی متفاوت در میهمانی عشق ظاهر شده و در این فضا، راهی جدید را پیموده است.
بود آن ماتم از او شادی و عشرت هم از اوست
سرزد آن روز زتن باز بسر افسر زد
هوش مصنوعی: اساساً غم و شادی هر دو به او وابستهاند. روزی که بر تن او غم سایه افکن شد، از همان روز شادی و زندگی نیز به وجود آمد.
گاه در بتکده و گاه بدیر و بکنشت
گه حرم گه بمنی گاه ره مشعر زد
هوش مصنوعی: گاهی در معبد بتها هستم و گاهی در کلیسا و مکانهای مذهبی دیگر. گاهی به حرم میروم و گاهی به منی، و گاهی هم به سمت مشعر حرکت میکنم.
نیست از چشمه خورشید چو آگه ذره
لاف هرگز نتواند زشناس خود زد
هوش مصنوعی: اگر ذرهای از چشمه خورشید آگاه باشد، هرگز نمیتواند به خودش فخر بفروشد.
ذات نشناخته پرداخت بتوصیف صفات
دید مظهر نتوانست دم از مظهر زد
هوش مصنوعی: خداوندی که ذات او شناخته نیست، هیچ کس نمیتواند به وصف صفات او بپردازد. هیچ موجودی نمیتواند درباره مظهر و نشانههای او سخن بگوید.
همه جا سیر کنان گشت به تغییر لباس
خیمه سلطنت آنگاه در این کشور زد
هوش مصنوعی: او در هر مکان به گشت و گذار مشغول بود و لباسهای مختلفی را امتحان کرد، تا اینکه در نهایت در این کشور به ایجاد سلطنت پرداخت.
طوس را پرتو او جلوه سینا بخشید
رب ارنی چو کلیم از همه عالم سر زد
هوش مصنوعی: طوس به واسطه نور او، جلوهای همانند کوه سینا پیدا کرد. پروردگارا، مرا به مانند کلیم (موسی) که از میان تمام دنیا سر برداشت، بنما.
سر زند کار الهی گهی از عبداله
چون نکو مینگری باز سر از داور زد
هوش مصنوعی: کارهای الهی به گونهای پیش میرود که گاهی از دست بندگانش نیز برمیآید. وقتی با دقت به آن بنگری، متوجه میشوی که این خوبیها و کارهای بزرگ به وسیله پروردگار و از سوی او انجام میشود.
ساخته آشفته زخاک درت اکسیر مراد
سیم و زر ساخته و سکه تو برزر زد
هوش مصنوعی: آفریدهای که از خاک تو به وجود آمده، خواستههای بزرگ را مانند طلا و نقره تحقق بخشیده و سکهات بر روی زر میدرخشد.