برگردان به زبان ساده
آنان که حجاب تن و جان را بدریدند
در پرده بجز شاهد جانانه ندیدند
هوش مصنوعی: کسانی که از محدودیتهای جسم و روح خود عبور کردند، در واقع جز محبوب واقعی و حقیقی چیزی ندیدند.
پیمانه بدادند و قدح باز گرفتند
گفتند هنیئا لک و پاسخ بشنیدند
هوش مصنوعی: پیمانهای را به او دادند و سپس لیوان را پس گرفتند و گفتند: «به سلامتیات!» و او هم پاسخ داد.
یک طایفه ی رشته تسبیح گرفتند
یک سلسله زنار و چلیپا بگزیرند
هوش مصنوعی: یک گروه از مردم رشتهای از تسبیح را در دست گرفتند و یک سری از بندها و نمادها را انتخاب کردند.
جمعی بخرابات بجامی شده آباد
قومی بمناجات مرادند و مریدند
هوش مصنوعی: عدهای در میخانه مشغول شادی و زندگی هستند و گروهی دیگر در حال دعا و نیایشاند، هر کدام در پی خواستهها و آرزوهای خود.
بی سعی گروهی همه در کعبه مجاور
یک قوم طلبکار و بکعبه نرسیدند
هوش مصنوعی: در میان گروهی از مردم که در کنار کعبه بودند، برخی از افراد خواستار چیزی بودند اما نتوانستند به مقصد خود برسند.
اکسیر زخاک در میخانه گرفتیم
بیهوده کسان از زر و زیبق طلبیدند
هوش مصنوعی: در میخانه، از خاک و عناصر طبیعی چیزی با ارزش و معنوی به دست آوردیم، ولی دیگران به طور نادرست به دنبال طلا و زیورآلات بودند.
نازم بخرابات که مستان خرابش
پیمانه و ساغر نه که خمخانه کشیدند
هوش مصنوعی: من به عشق خرابات و دنیای مستان افتخار میکنم، زیرا در آنجا فقط لذت نوشیدن و مهمانی نیست، بلکه این دنیای شاداب و سرزندگی است که در آن هر چیزی با عشق و شوق خوشایند میشود.
آنان که زدی دست ملامت بزلیخا
یوسف چو بدیدند همه دست بریدند
هوش مصنوعی: وقتی آدمها به زلیخا نگاه کردند و دیدند که یوسف را به خاطر او سرزنش میکند، همه از شدت حسرت و تمایل به او، دست به خودزنی زدند.
فوجی بتجمل کمر و تاج ستاندند
قومی زتغافل زسر خویش رمیدند
هوش مصنوعی: گروهی با زرق و برق و زیبایی، گردنبند و تاجی را به دست آوردند، اما برخی از آنان از بیخبری و نادانی خود فرار کردند.
صد سلسله دل داشت بزلف تو نشیمن
مرغ دل آشفته چو دیدند پریدند
هوش مصنوعی: دلها به خاطر موی تو در بند بودند، اما وقتی مرغ دل آشفته تو را دید، از جا پرید و آزاد شد.
بر کس نسزد کسوت والای ولایت
این جامه ببالای تو از ناز بریدند
هوش مصنوعی: هیچ کس شایستهی جایگاه برتر ولایت نیست و این لباس پرزرق و برق که به تو تعلق دارد، از این ناز و فخر بریده شده است.
آنان که به تو دست خدا دست ندادند
رفتند و سر انگشت بحسرت بگزیدند
هوش مصنوعی: کسانی که نتوانستند از الطاف و کمکهای تو بهرهمند شوند، رفتهاند و حالا به خاطر این فرصت از دست رفته، به سرانگشت خود حسرت میخورند.
قومی که زتو روی باغیار نمودند
از کعبه به بتخانه آزر گرویدند
هوش مصنوعی: گروهی که به خاطر تو از دوست و همراه خود روی برگرداندند، از کعبه به پرستش بتهای آزر روی آوردند.