برگردان به زبان ساده
مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند
شعاع شمع عشقم در درون دل کجا ماند
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، به آرزوها و خواستههایم وابستهام. اما عشق من، همچون شعلهای از شمع، در دل من خاموش شده و دیگر در آنجا نمیتابد.
هوای ماهروئی در دل دیوانه جا کرده
که خورشید جهان تابش چو ذره در هوا ماند
هوش مصنوعی: دل دیوانه، پر از عشق و محبت به ماهروئی است که زیباییاش چنان دلرباست که حتی تابش خورشید هم در برابر او مانند یک ذره در فضا به نظر میرسد.
زتنگی جهان شکوه کند درویش کی حاشا
دو روزی کس بزندان گر بحکم پادشا ماند
هوش مصنوعی: درویش از سختیهای زندگی شکایت میکند، اما آیا کسی میتواند از عمر کوتاه خود در دنیا فرار کند؟ حتی اگر به دستور پادشاه هم باشد، هیچ کس نمیتواند از زندان دنیا رهایی یابد.
گرفتم از گل و سنبل تو را گلزار مشحون شد
برنگ و بو کجا ای باغبان بر یار ما ماند
هوش مصنوعی: من از گل و سنبل تو بهرهمند شدم و این باغ پر از رنگ و عطر شد. اما تو کجایی، ای باغبان که یار ما را تنها گذاشتهای؟
اگر عشقت زند سیلی مگردان رخ زتأدیبش
قضا گر میزند چوگان کجا گو در قفا ماند
هوش مصنوعی: اگر عشق تو همچون سیلی به من فشار آورد، نباید از آن روی بگردانم. که اگر مقدر است که محبت تو را دچارش شوم، چه معنایی دارد که پشت کنم و در امان بمانم؟
زهر بندم جدا آید نوای جان گزا چون نی
شبی کز آن لب شیرین لبان من جدا ماند
هوش مصنوعی: غصه و درد دل من به گونهای است که مانند صدای روحنواز نی در میآید، وقتی که شب، لبان شیرین من از هم جدا میشود.
بنوشان زهرم و فحشی بگو از آن لب شیرین
که زهرم با لبت شهدست و دشنامت دعا ماند
هوش مصنوعی: به من زهر بنوشان و از روی آن لب شیرین به من فحش بده، چون زهرم با لبت مانند شهد شیرین است و دشنامت مثل دعایی میماند.
مریض عشق جانانم خبر گردید یارانم
طبیبم گر بود لقمان که دردم بی دوا ماند
هوش مصنوعی: من به شدت گرفتار عشق محبوبم شدم و دوستانم اگرچه پزشک هستند، نمیتوانند به من کمک کنند. حتی اگر لقمان حکیم هم بود، درد من بدون درمان باقی مانده است.
نصیحت گو کجا دارد خبر از حال آشفته
مگر آن دل که در زلفی بموئی مبتلا ماند
هوش مصنوعی: نصیحت کردن دیگران دربارهی مشکلات و وضعیت آشفتهی دل، بیفایده است، مگر اینکه کسی خود به تجربهی عاطفی و ناکامی در عشق گرفتار شده باشد.
اگر با غمزه کافر زرخ پرده براندازی
کجا در پارس از زهاد یکتن پارسا ماند
هوش مصنوعی: اگر با نگاه شریرانهات پردهها را کنار بزنی، دیگر در پارس هیچ زاهدی باقی نخواهد ماند که خود را پارسا بخواند.
علی را با دگر یاران توانی نسبتی دادن
توانی گفت گر بوجهل را بر مصطفی ماند
هوش مصنوعی: علی را میتوانی با دیگران مقایسه کنی و بین آنها نسبتی برقرار کنی، اما اگر بخواهی بوجهل را با مصطفی (پیامبر) مقایسه کنی، نتیجهای نخواهی گرفت.
مگر گوساله ی زرین خدای خویشتن خوانی
مگر اعجاز را گوئی بسحر مفتری ماند
هوش مصنوعی: آیا میتوانی گوسالهای طلایی را خدایی برای خود بشماری، یا اینکه بخواهی به معجزات بپردازی که در واقع دروغی بیش نیستند؟
بیا ای جسم فانی شو بخاک آستان او
که تا دور فنای تو به دوران بقا ماند
هوش مصنوعی: بیا ای موجود زودگذر، خود را به خاک درگاه او بسپار تا از زوال و نابودی تو به دائمی بودن او باقی بماند.