برگردان به زبان ساده
رندی که او بکوی مغان ره نشین بود
شاید که بحر و کانش در آستین بود
هوش مصنوعی: شاید آن شخص آزادیخواه که در میان رندان و اهل خوشگذرانی زندگی میکند، دارای گنج و ثروت نهانی باشد که در دل خود پنهان کرده است.
سر نایدش فرود بتاج قباد و کی
آنرا که داغ بندگیت بر جبین بود
هوش مصنوعی: سرش را هیچگاه زیر تاج قباد نمیبرد، و کی کسی میتواند آن را ببیند که نشان بندگی بر پیشانیاش است.
با اینکه رام کس نشود توسن سپهر
نه مهر و مه که داغ تواش بر سرین بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هیچکس نمیتواند بهراحتی به آسمان سرکش و شگفتانگیز دست یابد، اما نشانههای عشق تو همیشه بر سر آن خواهد بود.
هر شب زبوی موی تو آرد صبا بچین
گر نافهای مشگ زآهوی چین بود
هوش مصنوعی: هر شب، نسیم صبحگاهی بوی موی تو را به همراه میآورد. اگر خوشبویی از گلهای مشکی که از آهوی چین میآید، وجود داشته باشد، بگذار یادگاری از آن بوی خوش را بچینیم.
چشمت کمان کشیده چو ترکان راهزن
در قصد دین و دل همه شب در کمین بود
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند کمان تیز و خطرناک هستند، مثل آن ترکان راهزنی که همیشه برای گرفتن دین و دل دیگران در کمین نشستهاند و منتظر فرصتی هستند.
غمناک کس بمیکده هرگز شنیده ای
حاشا که در بهشت دل کس غمین بود
هوش مصنوعی: هرگز نشنیدهای که کسی در میخانه غمگین باشد، همچنین بعید است که در بهشت کسی ناراحت باشد.
گفتی چه جنس بوده خدنگ کمان عشق
تیریست شهپرش پر روح الامین بود
هوش مصنوعی: گفتی چه چیزی باعث شده که عشق مانند تیر اطرافش پر از روح و زندگی باشد.
نازم بقاتلی که پی ضرب دست او
از کشتگان بلند همه آفرین بود
هوش مصنوعی: مجبورم به تحسین کسی که به خاطر قدرت ضربهاش، همهی کشتهشدگان را تحت تأثیر قرار داده و بر آنها تأثیر گذاشته است.
دانی که چیست خاتم جم کاو جهان گرفت
نام تواش معاینه نقش نگین بود
هوش مصنوعی: میدانی چیست آن انگشتری که جهان را در دست دارد؟ نشانهاش نام توست که به وضوح در نقش نگین آن نمایان است.
آنی که روزگار باین امتداد قدر
در سایه وجود تو راحت گزین بود
هوش مصنوعی: زمانی که دنیا با این طول و عرض در زیر سایه وجود تو به آرامش نشسته است.
آشفته رخ متاب زخاک در علی
حاشا که کیمیا به دو عالم جز این بود
هوش مصنوعی: صورت آشفتهات را از خاک دور کن، چرا که در دنیای علی، هیچ چیز ارزشمندتر از این کیمیا نیست.