برگردان به زبان ساده
زلف او چون بجان درآویزد
دل در او رایگان در آویزد
هوش مصنوعی: زمانی که زلف او به جانم نزدیک شود، دل به طور رایگان و بدون هیچ Hesitationای به او وابسته و متصل میشود.
گشته خم بسکه بار دل دارد
شایدش گر بجان در آویزد
هوش مصنوعی: به خاطر سنگینی بار دل، خم شده است و شاید اگر به جانش نزدیک شود، از این وضعیت رهایی یابد.
شه سر دشمنان کشد بکمند
زلف تو دوستان در آویزد
هوش مصنوعی: شاه در کمند زلف تو دشمنان را به دام میاندازد و دوستان را به آغوش خود میکشد.
یک سر مو اگر که بگشاید
اندر او یک جهان در آویزد
هوش مصنوعی: اگر یک سر مو را باز کنیم، در درون آن جهانی بزرگ وجود دارد که میتوان در آن غرق شد.
ترک یغمائی وز چشمانت
با کمند و کمان در آویزد
هوش مصنوعی: زنی که از دیار یغماست با نگاههایش، دلها را به دام میاندازد و همچون کماندار ماهر، با چشمانش قلبها را هدف قرار میدهد.
باغبانیست حسن تو کز زلف
مشک بر ارغوان درآویزد
هوش مصنوعی: زیبایی تو همچون باغبانی است که با گیسوان مشکیاش بر گلهای ارغوانی تزیین میکند.
جز دو گیسو بر آتش رویت
کی بر آتش دخان درآویزد
هوش مصنوعی: جز دو گیسوی تو که بر آتش چهرهات میرقصد، چیزی نمیتواند بر آتش، دود ایجاد کند.
دل بزلفت چو مرغ شب آویز
همه شب بافغان در آویزد
هوش مصنوعی: دل مانند پرندهای است که به زلف تو آویخته شده و شبها با ناله و فریاد به تو میپیوندد.
چند ای ترک شخ کمان چشمت
با دل ناتوان درآویزد
هوش مصنوعی: ای جوانی با ابروان کمانی، چند بار میخواهی که چشمانت با دل ضعیف من بازی کند و آن را آزمایش کند؟
ساقی لامکان علی که برزم
با همه کن فکان درآویزد
هوش مصنوعی: ای ساقی بینهایت، امیدوارم که با تو در این میخانه به گفتگو بپردازم و از هر سو بر من تاثیر بگذاری.
خاک کرباس میکشان نازم
که باو آسمان درآویزد
هوش مصنوعی: من به خاک کرباس میبالیدم که میتواند به آسمان برسد.
گو بزلفش مپیچ با خطش
پیرکی با جوان در آویزد
هوش مصنوعی: به موهایش نپیچ و حواست باشد که با خط نگاهمان، جوان و پیر مانند هم در کار هستند.
بشفاعت بدامنش در حشر
همه کون و مکان درآویزد
هوش مصنوعی: در روز رستاخیز، همه موجودات از هر کجا به دامن او چنگ میزنند و از او کمک میطلبند.
چند آشفته ای تجلی طور
کو بمشت خسان در آویزد
هوش مصنوعی: چند بار باید پریشان و نا آرام باشی تا نور و زیبایی کوه طور بر تو بتابد و تو به سمت آن خیل گمراهان کشیده شوی؟