برگردان به زبان ساده
در گوش به جز عشق توام زمزمهای نیست
در سر به جز از شور توام همهمهای نیست
هوش مصنوعی: در گوشم فقط صحنههای عشق تو را میشنوم و در ذهنم جز هیجان و شور تو چیزی دیگر وجود ندارد.
در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه در ذکر
جز یاد تو هرجا شنوم زمزمهای نیست
هوش مصنوعی: در مکانی که افراد مشغول به عبادت و دعا هستند، حتی در حضور نوازندگان و مؤذنان، هیچ ذکر و یادآوری وجود ندارد جز یاد تو. هر کجا که صدایی از زمزمه به گوش میرسد، تنها تویی که در ذهنم هستی و غیر از تو چیزی نمیشنوم.
از صدر ازل هرچه بگفتند و بگویند
از دفتر حسن تو به جز شر زمهای نیست
هوش مصنوعی: از همان آغاز، هرچه دربارهی تو گفته شده و گفته خواهد شد، جز بدیها و ناپسندیها چیزی در مورد زیبایی تو وجود ندارد.
از سلمی و شیرین و زلیلا و ز عذرا
مقصود یکی بوده و باشد، همهای نیست
هوش مصنوعی: سلمی، شیرین، زلیخا و عذرا همه نمادهایی برای یک مفهوم واحد هستند و در واقع تمامی آنها به یک معنا اشاره دارند.
ای شیخ جهانی ز تو فردا به تظلم
بر ما به جز از خون رَزان مظلمهای نیست
هوش مصنوعی: ای شیخ، تو که در دنیا قدرت و مقام داری، فردا هنگامی که به گرفتاری ما نگاه کنی، جز از خون مظلومانی که به ناحق کشته شدهاند، چیزی برای عرض حال ما نخواهی داشت.
ای خواجه چه نازی ز حشم یا خدم خویش
آسوده کسی کش گلهای و رمهای نیست
هوش مصنوعی: ای آقا، چه ناز و لمسی داری از خدمتگزاران و غلامان خود! اما نباید فراموش کنی که هیچکس به حال کسی دیگر اهمیت نمیدهد و هر کسی درگیر مسائل خودش است.
آشفته بود از شب هجر تو مشوش
از روز حسابش به درون واهمهای نیست
هوش مصنوعی: دلش به خاطر دوری تو درهم و برهم است و از روز قیامت نگرانیای ندارد.
من خود ز سگان در شاهنشه طوسم
اعمال به جز حب بنیفاطمهای نیست
هوش مصنوعی: من مثل سگهای وفادار در دربار شاه در طوس هستم و تنها عملی که انجام میدهم، محبت به فرزندان فاطمه است.
ماییم و ولای تو و بیزاری از اغیار
جز محکمه حیدر هم محکمهای نیست
هوش مصنوعی: ما تنها به تو وابستهایم و از دیگران بیزاریم، جز محضر حضرت علی (ع) هیچ محضر دیگری وجود ندارد.
در اول و آخر ز علی گوی و ز قائم
عنوان به جز از آن و جز این خاتمهای نیست
هوش مصنوعی: در آغاز و پایان، جز نام علی و قائم چیزی نیست و هیچ پایانی غیر از این وجود ندارد.