برگردان به زبان ساده
از سر کوی تو هرکو به سلامت میرفت
خود به پیش و ز پیش خیل ملامت میرفت
هوش مصنوعی: هر کس که از کوی تو عبور میکرد، با آرامش و سلامت میرفت، اما من خودم به سوی تو میرفتم و از جدایی و ملامت دیگران رنج میبردم.
خضر از میکده چون رفت پی آب حیات
در دهان کرده سرانگشت ندامت میرفت
هوش مصنوعی: خضر که به دنبال آب حیات از میکده خارج شده بود، در حین حرکت انگشت ندامت را به دهان گذاشته بود.
ماند پا در گل و یک جوی سرشکش به کنار
سرو چون دید که با آن قد و قامت میرفت
هوش مصنوعی: پا در گل مانده و یک جریان آب از کنار درخت سرو حرکت میکند، زیرا او به قد و قامت بلندی که دارد نگاه میکند و میبیند که چگونه به آرامی پیش میرود.
خون مردم همه آن چشم سیه ریخت ولی
بوسه آن لب شیرین به غرامت میرفت
هوش مصنوعی: چشم سیاه آن مردم، تمام خونها را بر زمین ریخت، اما بوسهی آن لب شیرین به عنوان پاداشی برای این خونها میرسید.
یک فروغ از خم می تافت به طور سینا
موسی آنجا ز پی کسب کرامت میرفت
هوش مصنوعی: یک نور از ظرف شراب به سمت طور سینا میتابید و موسی به آنجا میرفت تا کرامتی به دست آورد.
همه آفاق بود پر ز نشان لیلی
از چه مجنون پی آثار و علامت میرفت
هوش مصنوعی: تمامی جاها پر از نشانههای لیلی بود. چرا مجنون در جستجوی آثار و نشانهها میرفت؟
اختر سعد می و بیت و شرف جام بلور
زاهد از دیدنش از بیم شئامت میرفت
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف فضیلتی میپردازد که زاهد، به دلیل ترس از تاثیرات منفی و خطرناک، از دیدن زیباییهای زندگی و لذتهای دنیا از جمله شراب و چیزهای شیک و با ارزش دوری میکند. در واقع، زاهد ترجیح میدهد از خوشیها و زیباییهای زندگی دوری کند تا مبادا به وسوسهها و زشتکاریها دچار شود.
شکوه زلف وی و شام فراق آشفته
صحبتی بود که تا روز قیامت میرفت
هوش مصنوعی: زیبایی موی او و درد جدایی، گفتگویی را به وجود آورد که تا ابد ادامه خواهد داشت.
هیچ مشکل نگشاید ز مسک تا به سماک
این سخنها به سرانگشت امامت میرفت
هوش مصنوعی: هیچ مشکلی حل نخواهد شد، حتی اگر از مسک تا سماک (دو ستاره بزرگ آسمانی) هم فاصله داشته باشیم؛ این گفتهها همواره به دست امامان و سرپرستان معصوم میرسید.