برگردان به زبان ساده
تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است
زخمی که نمک سوده بر او حالتش اینست
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل ما به خاطر آن لب شیرین دردمند است، زخمهایی که نمک بر آن نشسته، حالتی اینگونه دارد.
زخم از مژه دارد دل و دار و زلب لعل
وز نافه مو بستر و بالین که چنین است
هوش مصنوعی: دل به خاطر نگاه مژهها زخمی است و لبهای لعل او مانند دارویی دردمند را آرام میکند، در حالی که موهایش بستر و بالینی برای آرامش و استراحت است. چنین احساسی در دل وجود دارد.
یک چین بجهانست و در او نافه آهو
گر نیست خطا هر خمی از زلف تو چین است
هوش مصنوعی: در این جهان، هر چین و پلتی که وجود دارد، مانند ناز و زیبایی زلف توست، به شرطی که در آن زیبایی خاصی وجود داشته باشد، مانند نافهی یک آهو. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت تو باعث میشود که هر چین و خم در دنیا به چشم بیاید.
ماهی و سخن گوئی و سروی و روانی
گوئید که این معجز یا سحر مبین است
هوش مصنوعی: ماهی، سخن گفتن، سرو و روانی، همگی نشاندهنده معجزه یا سحر هستند که قابل دیدن نیستند.
گر چشمه کوثر به بهشتست عجب نیست
او را بنمک زار عجب ماء معین است
هوش مصنوعی: اگر چشمه کوثر در بهشت باشد، جای شگفتی نیست. زیرا آن چشمه دارای آب زلال و شیرین است که دیگران نمیتوانند از آن بیخبر باشند.
غلمان بغلامی درت میکند اقرار
حورت پی خدمت چو یکی بنده کمین است
هوش مصنوعی: غلامان جوان به زیبایی تو میبالند و به خدمت تو ادعا میکنند. مانند بندهای که در انتظار فرمان است.
من خود نه بر آنم که توئی کعبه مقصود
هر کس که بود عاشق روی تو بر اینست
هوش مصنوعی: من خودم نمیخواهم بگویم که تو مانند کعبهای هستی که مقصد و هدف هر عاشقی است؛ بلکه آنچه مهم است، این است که هر عاشق نگاهش به روی توست.
خانه است اگر کعبه تو خود خانه خدائی
جبریل زتو گفته اگر روح الامین است
هوش مصنوعی: اگر تو خود به پاکی و صفا شبیه کعبهای، پس تو منزلگاه خداوند هستی. حتی جبرائیل هم از مقام تو سخن گفته و تو را روحالامین میداند.
آشفته برد سجده بجز کوی تو حاشا
تا داغ غلامی تواش زیب جبین است
هوش مصنوعی: جز در میدان دوست هیچگاه سر به سجده نخواهم برد، چرا که نشان وفاداری به تو بر پیشانیام زینت یافته است.