برگردان به زبان ساده
پسته دهن بسته زخندیدنت
آینه حیران شده از دیدنت
هوش مصنوعی: پستهای که دهنش بسته است، با خندیدن تو شگفتزده شده و آینه از تماشای تو حیران مانده است.
خون بدل کبک دری میکنی
آه از این طرز خرامیدنت
هوش مصنوعی: وقتی تو به طرز خاصی راه میروی و خودت را به نمایش میگذاری، انگار که من خون دل میخورم و دلم میسوزد.
ساخته با بوی خوشت بلبلان
چون نرسد دست بگلچیدنت
هوش مصنوعی: بلبلان نمیتوانند به گل زیبای تو دست پیدا کنند، زیرا بوی خوش تو از آنها دور است.
خواست بسنجد رخ تو با قمر
عقل فرماند زسنجیدنت
هوش مصنوعی: او میخواهد چهرهٔ تو را با ماه مقایسه کند، اما عقل به او میگوید که نمیتواند تو را بسنجد.
قتل جهان بهر تو گر راحتست
نیست کسی را سر رنجیدنت
هوش مصنوعی: اگر جهان را به خاطر تو بکشند و در این کار راحتی باشد، هیچ کس نمیتواند رنج تو را تحمل کند.
خاطر مطبوع تو مشگل پسند
کس چکند بهتر پسندیدنت
هوش مصنوعی: فرشتههای زیبا و خوشسلیقه به یاد تو دلتنگی میکنند، اما هیچکس نمیتواند آنگونه که تو را میپسندم، تو را بخواهد.
زاغ فزون شد بچمن عندلیب
نیست بگل وقت سرائیدنت
هوش مصنوعی: در باغی که زاغها زیاد شدهاند، دیگر جایی برای آوازخوانی و شادی بلبل نیست.
نعل بر آتش چو نهد زلف تو
غمزه بس از بهر گرائیدنت
هوش مصنوعی: وقتی زلف تو به آتش نعل داغ میزند، به خاطر جذابیت و کشش تو، غمزهای زیادی به وجود میآید.
چند زلیخا تو زنی لاف عشق
نیست زیوسف سر پرسیدنت
هوش مصنوعی: چند زن مثل زلیخا وجود دارد که در عشق خود فقط حرف میزنند و این احساس واقعی نیست، چون یوسف به واقعیت عاشق شدن تو شک دارد.
زلف وی آشفته بدست رقیب
ماند و بخود باید پیچیدنت
هوش مصنوعی: زلف او به دست رقیب در هم پیچیده شده و باید خود را به او بپیچانید.
دامن حیدر بکف افتد اگر
از همه بایست که ببریدنت
هوش مصنوعی: اگر دامن حیدر به دست بیفتد، هیچکس نمیتواند تو را بگیرد.