برگردان به زبان ساده
در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست
در دلی نیست که از عشق گلی غوغا نیست
هوش مصنوعی: در هیچ قلبی نمیتوان یافت که تحت تأثیر زیبایی معشوق نباشد و در هیچ انسانی نیست که از عشق و زیبایی او شور و شوقی نداشته باشد.
گو بمجنون بعبث ربع و دمن میگردی
نیست دشتی که در او خیمه ای از لیلا نیست
هوش مصنوعی: به مجنون بگو که بیخود در صحرا و دشت نمیگردی، زیرا هیچ دشتی وجود ندارد که در آن خیمهای از لیلا برپا نشده باشد.
بوی سنبل چکنم زآن خم مو نافه بیار
سنبل باغ چو آنزلف دو تا بویا نیست
هوش مصنوعی: بوی سنبل را از موهای آن معشوق میگیرم. عطر باغ سنبل به خوبی نمیتواند با آن زیبایی و عطر دو زلف او رقابت کند.
در کدامین صدفت جا بود ای در یتیم
دیده ای نیست که اندر طلبت دریا نیست
هوش مصنوعی: در کدامین حالت و وضع تو قرار دارد ای نگین بیهمتا، همچون دریا که در جستجوی توست، اما هیچ جا تو را نخواهد یافت.
زآن بناگوش و گریبان دم از اعجاز بزن
معجز موسوی الا به ید بیضا نیست
هوش مصنوعی: از آن گوشهای زیبا و گریبان با شگفتی سخن بگو، زیرا معجزه حضرت موسی تنها به دست بیضای او تعلق دارد و غیر از آن چیزی نیست.
تو فرشته سیر و حور لقا در نظری
نتوان گفت بدنیا ملک و حورا نیست
هوش مصنوعی: تو مانند فرشتهای هستی و در دیدار با تو نمیتوان چیزی از دنیا یا زیباییهایش گفت، زیرا در تو چیزهایی وجود دارد که به هیچ چیز دنیوی شبیه نیست.
خیزد از ساغر و مینای می اسباب معاش
کار با ساغر ماه فلک مینا نیست
هوش مصنوعی: هر چیزی که از چنگال می و جام به دست میآید، برای تأمین زندگی و معاش کافی نیست، زیرا زیباییها و نعمتهای آسمانی فراتر از این سادهگیهاست.
چه کلیسا و چه مسجد چه کنشت و چه حرم
هیچ کوئی نبود کز تو در او غوغا نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا چه مکانهای مذهبی مانند کلیسا و مسجد، یا فضایی مقدس مثل کنشت و حرم وجود دارد که در آنجا صدای دلانگیز تو به گوش نرسد و شور و شوقی وجود نداشته باشد؟
مظهر جلوه حق وعلی اعلائی
که تو را غیر پیمبر بجهان همتا نیست
هوش مصنوعی: تو تجلّی حقیقت و نمونهای از مقام عالی هستی که هیچ کس جز پیامبر در دنیا به پای تو نمیرسد.
هر که سودای بتی دارد و پخته هوسی
سر آشفته ما را بجز این سودا نیست
هوش مصنوعی: هر که آرزوی چیزی را در دل دارد و دلی پر از هیجان و اضطراب، جز این آرزو چیزی نمیتواند آرامش ما را بگیرد.