برگردان به زبان ساده
مرا بساخت میخانه تا که راهی هست
گمان مکن که مرا ره بپادشاهی هست
هوش مصنوعی: من را به وجود آوردند تا در میخانه و خوشی باشم، پس گمان نکن که من راهی به شاهی و مروج مقام های بلند دارم.
از آن زمان که گشودم دو چشم برویت
دو دیده کور اگر بر کسم نگاهی هست
هوش مصنوعی: از زمانی که چشمانم را به روی تو باز کردم، اگر کسی به من نگاه کند، دو چشمش نابینا خواهند بود.
هم از تو شکوه کنم پیش تو بعرصه حشر
مگر بغیر تو آن روز دادخواهی هست
هوش مصنوعی: من از تو شکایت میکنم و در روز قیامت جز تو کسی نیست که از من دفاع کند.
برو که تا نکند ناز سرو در بستان
بیا که چرخ بنالد بخود که ماهی هست
هوش مصنوعی: برو که تا نکند درخت سرو در باغ ناز کند، بیا که زمانه در حال ناله کردن است، زیرا که در این جا ماهی وجود دارد.
کجاست برق جهانسوز من بگو او را
بیا بسوز دراین دشت اگر گیاهی هست
هوش مصنوعی: بگو کجاست شعلهای که همهچیز را در خود میسوزاند؟ اگر در این دشت گیاهی وجود دارد، او را بیاور تا بسوزاند.
بپوش ساعد سیمین بگاه دعوی خلق
جز آن دو دست نگارین مگر گواهی هست
هوش مصنوعی: در باران دعوی خلق، دو دست زیبا و دلنشین را بپوشان و فقط به ساعد نقرهای خود تکیه کن، زیرا دیگر هیچ گواهی وجود ندارد.
حدیث نقطه موهوم یافت دل زلبش
مگر حکیم در این نکته اشتباهی هست
هوش مصنوعی: دل امیدوار شده است که از لبان معشوق خبری دریافت کند، اما آیا در این امیدواری خطایی وجود ندارد که حکیم بزرگ هم به آن پی نبرده است؟
دلا تو یوسف و سیمین ذقن بتان هر سو
زهر طرف چه شتاب آوری که چاهی هست
هوش مصنوعی: ای دل، تو مانند یوسف هستی و زیباییهای عالم چون سیمین ذقن، در هر طرف زیباییها و معشوقها وجود دارد. چرا اینقدر شتاب میکنی و به اینطرف و آنطرف میروی، در حالی که در درونت چالهای از عشق و آرزو وجود دارد؟
در دگر چه زنی غیر عشق آشفته
بغیر کوی مغانت مگر پناهی هست
هوش مصنوعی: در غیر از عشق، چه چیزی میتواند انسان را به شور و شوق اندازد؟ آیا غیر از کوی محبوب، جایی برای پناه یافتن وجود دارد؟
گناه کهنه درویش شست مدحت تو
بشو زآب گر او را زنو گناهی هست
هوش مصنوعی: اگر درویشی گناه قدیمی دارد، با ستایش و مدح تو آن را شستشو میدهد. اما اگر او دوباره گناهی مرتکب شود، این شستشو دیگر ارزشی نخواهد داشت.
چو روسیاهی آشفته بنگری زکرم
بگو بخیل غلامان من سیاهی هست
هوش مصنوعی: اگر بینظمی و نگرانی روسیاهی را ببینی، بگو که به خاطر بخیل بودن عهد و پیمان من، این سیاهی ناشی از رفتار غلامان من است.
میان واجب و امکان که ملکهاست وسیع
بجز علی تو مپندار پادشاهی هست
هوش مصنوعی: در دنیای وسیع میان الزامات و امکانات، جز علی، هیچ کسی را به عنوان پادشاه نپندار.