برگردان به زبان ساده
این فتنه که چشم تو برانگیخت
بس خون که زمردمان فروریخت
هوش مصنوعی: این بلایی که نگاه تو به راه انداخت، خونهای زیادی را بر زمین ریخت.
چون شمع زبسکه سوختم دوش
پروانه بدامنم در آویخت
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر احساساتی که داشتم، مانند شمعی که سوخته است، پروانهای به دامن من چسبید.
تا زلف تو شد کمند دلها
زنار برید و سبحه بگسیخت
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای تو به مانند کمند، دلها را در خود گرفت، دلها از بند رهایی یافتند و ذکر و تسبیح بر هم خورد.
پرویزن چرخ در فراقت
بس خاک بفرق عاشقان بیخت
هوش مصنوعی: در زمان دوری تو، چرخ زمان به اندازهای در دل عاشقان غم و اندوه افکند که همچون خاک بر سر آنها ریخت.
نام تو شنیدم از لب غیر
این زهر که با شکر در آمیخت
هوش مصنوعی: تا به حال نام تو را از دیگران شنیدهام، اما این سخنانی که از آنها میشنوم، مانند زهر است که با شکر مخلوط شده.
تا مرغ دلم گرفت بالی
در زلف تو طرح آشیان ریخت
هوش مصنوعی: وقتی دل من احساس پرواز کرد، در کنار تو به فکر ساختن یک آشیانه افتادم.
ای شیر خدا زسطوت هجر
آشفته بدرگه تو بگریخت
هوش مصنوعی: ای شیر خدا، از شدت غم جدایی، در برابر تو به وحشت افتادهام و فرار کردهام.