برگردان به زبان ساده
یارب این درد که درمان نپذیرد از چیست
وین که بر داغ درون تازه نمک پاشد کیست
هوش مصنوعی: خدایا، این درد عمیق که هیچ درمانی ندارد از چه چیز نشأت میگیرد؟ و کسی که بر زخم درونیام نمک میپاشد، کیست؟
عجز دارند طبیبان جهانم ز علاج
لاعلاجم چه کنم چاره چه تدبیرم چیست
هوش مصنوعی: طبیبان جهان از درمان بیماری درمانناپذیرم ناتوانند، پس چه کار کنم؟ راه حل و تدبیر من چیست؟
گرچه نالد دل بیمار به سینه پنهان
نیست یک دل به همه شهر کزو نالان نیست
هوش مصنوعی: اگرچه دل بیمار درون سینهاش به شدت ناله میکند، اما در این شهر هیچ دلی نیست که از درد او آگاه باشد و برایش ناله کند.
عجبی نیست که در هجر تو مردند بسی
عجب آنست که یک تن به فراق تو بزیست
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که بسیاری در جدایی تو جان باختند؛ اما تعجب اینجاست که کسی توانسته در دوری تو زندگی کند.
بارها گفتی بنشینم و خونت بخورم
باری ای عهدشکن بر سر پیمانت بایست
هوش مصنوعی: بارها خواستی که در کنار تو باشم و از مشکلاتت بگویم، اما تو به قول خودت وفا نکردی. حالا ای کسی که به عهد خود وفا نکردهای، باید در برابر کارهایت قرار بگیری.
مردمان غرقه خونند و ز خود بیخبرند
دیدهام گرچه نهان دوش ز مردم بگریست
هوش مصنوعی: مردم در رنج و درد به سر میبرند و از حال خود آگاه نیستند. من این را دیدهام، هرچند که در شب گذشته از دل مردم گریان شدم.
غوطه در خون زند ار چشم به پاداش خطاست
گنهش اینکه به ترکان خطایی نگریست
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر خطایی که انجام داده، مورد تنبیه قرار گیرد و ببیند که چشمانش به دلیلی به ترکها افتاده، این نشاندهندهی صداقت او در برخورد با اشتباهاتش است.
لاف عشقت بود و بوالهوسی آشفته
معنی ار هست بیاور که سراسر دعویست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از صحبتها و ادعاهای عاشقانه سخن میگوید و میگوید که این ادعاها بیشتر بر پایهی هوسرانی و عشق غیرواقعی است. او از معانی سرشار این عشق و هوس ناراضی است و به دنبال حقیقتی میگردد که در پس این حرفها وجود دارد. اگر واقعیاتی وجود دارد که نشان دهندهی صدق این عشق باشد، باید آنها را بیان کنند، زیرا در غیر این صورت همه تنها یک محفل و دعوی بیاساس است.
لاجرم دردیت ار هست روان شو به نجف
که طبیب دل سودازدگان جمله علیست
هوش مصنوعی: اگر دردی داری، به نجف برو، زیرا علی، طبیب دلهای عاشقان و دلسوختگان است.