برگردان به زبان ساده
محکی در میان دشمن و دوست
نیست جز دل ازو بجو که نکوست
هوش مصنوعی: در میان دوستان و دشمنان، تنها راه شناخت خوب و بد، دل و احساسات است. باید به احساسات خود توجه کنیم تا تفاوتها را درست درک کنیم.
دل چو آئینه کن ززنگ بری
تا ببینی خلاف دشمن و دوست
هوش مصنوعی: دل خود را مانند آئینه صاف کن تا بتوانی تفاوتهای دشمن و دوست را به وضوح ببینی.
عیب خود را زدشمنان بشنو
که خطای تو دوست دارد دوست
هوش مصنوعی: به نظرات دشمنان خود درباره عیوب و خطاهایت گوش کن، زیرا دوستت برای تو فقط عیبهای تو را میپوشاند و تمایل دارد که تو را بهتر ببیند.
دل احباب بسته بر موئی است
نگسلی رشته را که آن یکموست
هوش مصنوعی: دلهای دوستان به یک تار مو گره خورده است و این رشته را نمیتوان گسست، چرا که آن تنها یک تار مو است.
غنچه از یک تبسم اندر باغ
فاش کرد آنچه را زتو بر توست
هوش مصنوعی: غنچه به وسیله یک لبخند در باغ، آنچه را که متعلق به توست و درون تو نهفته است، به وضوح نشان داد.
مهر اگر سر بمهر داری به
تا ندانند یار این یا اوست
هوش مصنوعی: اگر عشقت به کسی خاص باشد، بهتر است این عشق را پنهان نگه داری تا دیگران ندانند که آیا او محبوب توست یا نه.
عاشقان برد بار و نرم و سلیم
نازنین تند و سرکش و بدخوست
هوش مصنوعی: عاشقان با آرامش و نرمی به عشق میپردازند، در حالی که معشوق ممکن است تندخو و خشن باشد.
روی این طایفه زآینه است
دل ایشان زسنگ و آهن روست
هوش مصنوعی: این گروه از مردم ظاهری زیبا دارند و به نظر میرسد که دلهایشان از سنگ و آهن است و دارای احساسات سرد و بیاحساس هستند.
لیک گر تو چو نافه پوشی عشق
مشک سازد عیان که در او بوست
هوش مصنوعی: اگر تو مانند پردهای که گل را میپوشاند، عشق را پنهان کنی، آن را به شکل عطر مشک نمایان میکند که در آن بوی خاصی وجود دارد.
هر که آهو گرفته بر عشاق
بیخبر زان دو آهوی جادوست
هوش مصنوعی: هر کسی که آهو را شکار میکند، از عشقهای بیخبر است، زیرا آن دو آهو جادو شدهاند.
هر که آشفته چشم بر سوئی
دل ما زین و آن همه یکسوست
هوش مصنوعی: هر کسی که چشمش به سوی دل ماست، اگرچه از این سو و آن سو آشفته و نابسامان است، در نهایت همه آنها به یک مقصد و هدف مشترک میرسند.
دل و جان را مجوی جز به نجف
که مقیم و مجاور آن کوست
هوش مصنوعی: دل و جانت را در هیچ جا جز نجف جستجو مکن، زیرا او کسی است که در آنجا زندگی میکند و در کنار آن قرار دارد.