برگردان به زبان ساده
دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است
قمر ببر مه ما را سر مسافرت است
هوش مصنوعی: آه و افسوس که جان در حال سفر است و زیبایی ماه ما نیز در حال جدا شدن و رفتن به سفر است.
مرا نه جاه و نه مالی بود نه فضل و کمال
بود زعشق گرم بر جهان مفاخرت است
هوش مصنوعی: من نه مقام و ثروتی داشتم و نه دانش و کمالی. آنچه برایم اهمیت دارد و بر دنیا برتری میجوید، عشق است.
تو را رقیب بود دررکیب و وه که مرا
بجان و دل زفراق و حسد مصادرت است
هوش مصنوعی: شما در نظر دیگران زیبا به نظر میرسید و من در عذاب جدایی و حسادت نسبت به شما رنج میبرم.
تمام حیرت از آمیزش رقیبم و تو
که دیو را به پری از کجا معاشرت است
هوش مصنوعی: تمام شگفتی من از ارتباطی است که میان رقیبم و تو وجود دارد؛ چطور ممکن است که یک دیو با یک پری همنشین شود؟
شراب نقد گرفت این و کوثر آن نسیه
میان زاهد و دردی کش این مشاجرت است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یکی از افراد در حال حاضر به نوشیدن شراب مشغول است و دیگری به دنبال آرزوهای غیرواقعی و نسیههای نشدنی میگردد. در واقع، اینجا دو نوع برخورد با زندگی و لذتها به تصویر کشیده شده است: یکی که در moment حاضر غرق در لذتهاست و دیگری که در تلاش برای رسیدن به چیزهایی است که ممکن است هرگز به دست نیاورد. این موضوع باعث بروز اختلاف نظر و جدل بین آنها میشود.
زاشتیاق تو من زنده ام چو خضر بآب
چرا تورا زمن خسته دل مسافرت است
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوق تو زندگی میکنم، مانند خضر که به آب حیات دسترسی دارد. اما چرا تو از من که دلم از مسافرت خسته است، دوری میکنی؟
نه هر کسی است بکس در زمانه مستظهر
بحسن روی تو عشق مرا مظاهرت است
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند به زیبایی تو تکیه کند؛ عشق من نمایانگر این حقیقت است.
رقیب وصل تو میجست و من رضای تو را
میان بوالهوس و عاشق این مغایرت است
هوش مصنوعی: رقیب به دنبال رسیدن به وصالت بود، اما من خواستهام را تنها در میانهی افرادی که به هوس و عشق مشغولند جستجو میکنم. این دو خواسته با یکدیگر تناقض دارند.
بذکر اهل دل و در مذاکره طلاب
بیاد عشق تو آشفته را مذاکرت است
هوش مصنوعی: با یاد اهل دل و در گفتوگو با دانشجویان، یاد عشق تو دلها را پریشان میکند.
نوای راست بخوان مطرب از مدیح علی
که از نوای دگر طبع را مزاجرت است
هوش مصنوعی: ای مطرب، تنها از ستایش علی نوا بزن، زیرا که گوش من به نواهای دیگر بیمیل است و نمیتوانم آنها را تحمل کنم.
کبوتر حرمم لیک عازم سفرم
به آستان تو جان را سر مجاورت است
هوش مصنوعی: من کبوتر حرم و مکان مقدس تو هستم، اما در حال حاضر به سفر میروم. جانم آرزوی نزدیک شدن و مجاورت با تو را دارد.