برگردان به زبان ساده
ساقی قدحی در ده از باده انگورت
مگذار بدرد سر میخوراه و مخمورت
هوش مصنوعی: ای ساقی، قدحی از شراب انگور به من بده و نگذار که در سرم درد و رنج راه یابد. نگذار که در غم و اندوه غوطهور شوم.
ای بلبل خوش الحان برخیز و نوا سرکن
کز پرده برون آمد آن نوگل مستورت
هوش مصنوعی: ای بلبل خوش صدا، برخیز و آواز بخوان که آن گل تازه و زیبایی که در پرده پنهان بود، اکنون نمایان شده است.
عذری بطلب از شیخ وزتوبه بکن توبه
کز عفو کریمانه حق داشته معذورت
هوش مصنوعی: از شیخ درخواست عذر کن و توبه کن، زیرا در نظر خداوند، عفو و بخشش او بسیار کریمانه و مهربان است و تو میتوانی امیدوار باشی که مورد عفو واقع خواهی شد.
در طارم مینائی در کاخ مسیحائی
مطرب بفکن غوغا از ناله طنبورت
هوش مصنوعی: در منطقهای با زیباییهای خاص، در یک مکان باشکوه و مقدس، نوازندهای با نواختن تنبور، همهمه و شوق زیادی را ایجاد کرده است.
گو از ستم خسرو بر سر رودش تیشه
فرهاد کجا از سر شیرین بنهد شورت
هوش مصنوعی: بگو که بر سر رود فرهاد، چطور میتواند تیغی را فرود آورد که از ستم خسرو ناشی شده است، در حالی که شیرین را فراموش کرده باشد.
فسق من و زهد تو در پرده پندار است
زاهد عمل مجهول دارد زچه مغرورت
هوش مصنوعی: فسق من و پارسایی تو تنها در ذهن و خیال ماست؛ زاهد عملش ناشناخته است، پس تو به چه چیزی مغرور هستی؟
دشمن شود ار عالم ما و در میخانه
خواند از سگ خویشت دوست عار است زمغفورت
هوش مصنوعی: اگر علم و دانش ما بر ضد ما قرار بگیرند و در میخانه به حقایق دینی نپردازند، این برای دوست قابل قبول نیست و عار و ننگ محسوب میشود.
ساقی چ زدر آمد با ساغر پر از می
مه تابد و هم خورشید اندر شب دیجورت
هوش مصنوعی: ای ساقی، چه بسا که در شب تار، خورشید با میخانه میآید و جامی پر از شراب به دست دارد.
بر کوری دشمن هی ساقی بقدح می کن
هان عید رسید از پی کو ساغر بلورت
هوش مصنوعی: ای ساقی، به خاطر کوری و حسد دشمن، زودتر بزن بقدح و میریز که عید به ما رسیده و زمان لذت بردن از جام بلورین است.
عیدی همه شاید خیز جانبخش و فرح انگیز
گو شیخ که باطل شد آن آیت مسحورت
هوش مصنوعی: عید همه ممکن است که خوشحالی و نشاطی را به همراه داشته باشد، اما ای شیخ، بگو که آن نشانه جادویی تو دیگر از بین رفته است.
شد غاصب حق حق امشب بدرک ملحق
مطرب بنواز از نو چنگ و نی و طنبورت
هوش مصنوعی: امشب کسی که حقش ضایع شده به وسیلهی غاصب به آرامش میرسد. ای هنرمند، دوباره ساز بزن و با نی و طنبور دلها را به وجد بیاور.
می نشئه مسروریست و زمد عیان دوریست
آشفته تمتع گیرهان از می و منظورت
هوش مصنوعی: بهرهمندی از خوشی و شادی در زندگی، دوری از مشکلات و ناملایمات را به تصویر میکشد. این احساس خوشی میتواند از لذتهای ساده زندگی به دست آید، مثل نوشیدن می و لذت بردن از زیباییهای زندگی و عشق.
می عشق و علی ساقی باقی همه الحاقی
منظور چو شد حیدر هم نار شود نورت
هوش مصنوعی: در این شعر به مفهوم بقا و پیوند عشق و معرفت اشاره شده است. عشق به عنوان نوشیدنی روحافزا و علی، به عنوان واسطهای برای رساندن این عشق به جان آدمی مطرح میشود. زمانی که حیدر (علی) وارد میشود، نوری در دلها میدرخشد و این نور نشاندهندهی روشنایی و حقیقتی است که در وجود انسانها به وجود میآید. در کل، این متن به تأثیر مثبت عشق و ارتباط با شخصیتهای بزرگ در روح و روان افراد پرداخته است.