برگردان به زبان ساده
مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست
کجا رود زسر آشفتگی دل تا هست
هوش مصنوعی: من چه کنم با دل آشفتهام که زلفهای تو مرا گیج کرده و چشمانت مرا به مستی کشاندهاند؟ تا زمانی که این احساس در دل من وجود دارد، هیچجا نمیتوانم بروم.
بگو خلیل ننازد به بت شکستن خویش
بتی زکعبه عیان شد که بتکده بشکست
هوش مصنوعی: بگو خلیل (ابراهیم) به شکستن بتها افتخار نکند، چرا که بت خاصی از کعبه نمایان شده است که بتپرستی را به کلی نابود کرده است.
زسوزن مژه راه نظر بدیده بدوخت
به سحر غمزه زچشمم خیال خواب ببست
هوش مصنوعی: به خاطر سوزن مژه، نگاه من به خواب رفته و غمزهی چشمانت به خوابم شکل داده است.
سزای من نبود غیر حلقه زنجیر
اگر زحلقه زلف تو من بخواهم رست
هوش مصنوعی: من سزاوار غیر از زنجیری که به گردن دارم نبودم، اگر از قید زلف تو رهایی بخواهم.
چه عزتست کسی را که او ذلیل کند
چه مرهمست دلی را که او بخواهد خست
هوش مصنوعی: عزت و شرافت کسی که میتواند بر ذلت دیگران غلبه کند، بسیار ارزشمند است. همچنین، دلی که بتواند به کسی آرامش دهد، مانند مرهمی برای زخمهاست.
بدام عشق ندانم که این چه تأثیر است
که هیچ صید ندیدم کزین کمند بجست
هوش مصنوعی: من نمیدانم عشق چه تأثیری دارد که هیچکس نتوانسته از این دام رهایی یابد.
بشامگاه ابد باز معتقد بتوام
که من بعهد تو بودم زبامداد الست
هوش مصنوعی: در غروب ابدی، هنوز هم به این باور رسیدهام که من از آغاز زمان به عهد تو وفادار بودهام.
چنانکه غمزه ساقیست بر سر یغما
نه هوشیار بجا مانده در جهان و نه مست
هوش مصنوعی: در این دنیا نه کسی به هوش و خرد باقی مانده و نه کسی مست و سرخوش است، همانطور که لبخند و ناز ساقی بر جان مینشیند.
زحادثات زمانه کجا زجا خیزد
چنانکه نقش تواندر ضمیر ما بنشست
هوش مصنوعی: از حوادث و پیشامدهای زمانه، کجا میتوان برخواست و فرار کرد، در حالی که آثار آن در دل ما نشسته است؟
تو ای محیط محبت بگو چه بحرستی
که ماهی تو نیاید بهیچ حیله بدست
هوش مصنوعی: ای محیط محبت، بگو تو چه چیزی هستی که با هیچ ترفندی نمیتوان ماهی تو را به دام انداخت.
زآه سینه آشفته چون نپرهیزی
که دوزخی شود آتش اگر بهم پیوست
هوش مصنوعی: اگر از درد و غم سینهات آه بکشید و از آن فرار کنید، باید بدانید که این درد میتواند مانند آتش دوزخی بشود اگر برای درمان آن اقدامی نکنید.
رقم چو خامه تو میزند بنام علی
سزد چو نافه چینش برند دست بدست
هوش مصنوعی: وقتی که قلم خط نوشتن را به نام علی آغاز میکند، شایسته است که مانند گل نرگس در دستها به زیبایی و هنر جلوهگر شود.