برگردان به زبان ساده
به کمانِ ابروان بست دو زلف چون کمندت
که زنی به تیرش آن دل که گریخته ز بندت
هوش مصنوعی: شخصی با ابروهای کمانی و دو زلف مانند طناب، دل کسی را که از محبت او فرار کرده به تیری گرفتار میکند.
نه عجب سپند گر سوخت عجب از آنم
که گرفته خو به آتش زچه خال چون سپندت
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که سپند (مادهای با خاصیت آتشزا) بسوزد، بلکه تعجب من از این است که چرا خال (نقطهای روی پوست) تو، که مانند سپند است، به آتش دچار شده است و به این حالت دچار شدهای.
به خدا گلی نماند بر روی دلفریبت
نچمد به باغ سروی بر قامت بلندت
هوش مصنوعی: به خدا قسم، هیچ گلی بر روی دلفریب تو نمیماند، همچنان که سروی بر قامت بلندت در باغ نمیروید.
ز وفا ببخش لیلی تو بر او که هست مجنون
چو سگی بلا بیاید به قفای گوسفندت
هوش مصنوعی: از روی وفا به لیلی خود ببخش، زیرا او کسی را دارد که مجنونش است، مانند سگی که بیوقفه در پی گوسفند میدود.
تو طبیب درد عشقی و دوای دل لب تو
ز وفا ترحمی کن به علیلِ مستمندت
هوش مصنوعی: تو پزشک درد عشق هستی و شفای دل، لبانت پر از محبت است، لطفی کن به آن بیمار بیچارهات.
به فریب خالش ای دل به شکنج زلف ماندی
به هوای دانه رفتی و به دام درفکندت
هوش مصنوعی: ای دل، فریب زیبایی او را خوردی و به جاذبهٔ موهایش گرفتار شدی. با آرزوی به دست آوردن دل او قدم به جلو گذاشتی، اما در نهایت به دام مشکلات افتادی.
به ولای حیدر آشفته بجو به جان تمسک
که ز هول روز محشر نبود دگر گزندت
هوش مصنوعی: به ارادت علی (ع) بپرداز و به خاطر او از جان خود مایه بگذار، زیرا در روز رستاخیز دیگر آسیبی به تو نخواهد رسید.