برگردان به زبان ساده
ای خاطر مشتاقان مشتاق به پیغامت
گر نیست دعا باری شادیم بدشنامت
هوش مصنوعی: ای یاد تو که دل عاشقان را میسوزاند، اگر دعا برای ما نداشته باشی، ما با بدگوییات هم خوشحال خواهیم بود.
چون کنج قفس بشکست اندر نظرش گلشن
مرغی که نشیمن کرد اندر شکن دامت
هوش مصنوعی: وقتی قفس را شکست و آزاد شد، در نظرش باغی بود که مرغی در دامن او نشسته بود و از آنجا پرواز کرده بود.
از تلخی کام من آیا چه خبر داری
ای تنک شکر در تنک از چاشنی کامت
هوش مصنوعی: ای دوست، آیا از تلخی زندگی من آگاهی داری؟ تو که شیرینی حضورت در میان تلخیهایم کم است.
ایشیخ به بتخانه ترسا بچه ای دارم
کز چهره زند آتش بر خرمن اسلامت
هوش مصنوعی: ای شیخ، در معبد ترسا (مسیحیها) فرزندی دارم که چهرهاش بر خرمن اسلامت آتش میزند.
در کوت نمی آیم تا پی نبرد اغیار
تا می نشناسندت هرگز نبرم نامت
هوش مصنوعی: من هرگز نام تو را بر زبان نمیآورم تا زمانی که دیگران نتوانند تو را بشناسند و به حقیقت وجودت پی نبرند.
تا عشق نسوزاند این پرده پندارت
بر فتوی پیر عقل خوانند همه خامت
هوش مصنوعی: اگر عشق تو را نسوزاند، این پردهای که بر افکار توست، ممکن است شامل نظرات و دستوراتی باشد که از سوی قدما و اهل عقل صادر شده است، اما همه آنها بر اساس نادانی تو است.
تا عقل بسر داری معشوق رمد از تو
مجنون شو اگر باید وحشی صفتان رامت
هوش مصنوعی: بگذار عقل از دستت برود و در عشق دیوانهوار رفتار کن، اگر لازم است بیتاب و رام عاشقانت شو.
صبحم رخ نیکویت شام خم گیسویت
زان صبح شبم تیره روزم سیه از شامت
هوش مصنوعی: صبحام به خاطر چهره زیبا و دلنواز توست و شبام به دلیل زیبایی موی طولانیات، از آن صبحگاه، شب من تاریک و روزم به خاطر تأثیر تو تیره است.
از کوثر و تسنیمش آشفته چه حظ باشد
همچون خضر ار نوشد ته جرعه ای از جامت
هوش مصنوعی: هر گاه کسی از سرچشمه زلال و پر نعمت تو نوشیده باشد، مانند خضر نبی، از آن آبی که از چشمههای حیات بخش مینوشد، به سعادت و خوشبختی خواهد رسید. اگرچه فقط یک جرعه کوچک از آن داشته باشد.