برگردان به زبان ساده
سر این سوختن ایشمع اگر نیست عیانت
زآه پروانه بود کاتشی افتاده بجانت
هوش مصنوعی: اگر چه سرانجام عشق میتواند دردناک باشد و دل انسان بسوزد، اما به راستی میتوان نشانههای محبت و اشتیاق را از درد و آههای پروانهای که به دور شمع میچرخد، دریافت. پروانه در تلاش برای نزدیک شدن به شمع در آتش میسوزد، اما این سوزش نشانهای از عشق و وابستگی عمیق اوست.
تا بکی سرکشی از ناز و نپرسی زاسیران
از غم فاخته آزاد بود سرو روانت
هوش مصنوعی: تا چه زمانی از ناز و غرور خود دست برنمیداری و از حال دل آنهایی که در غم و حسرت تو هستند، خبری نمیگیری؟ تو که مانند سرو، آزاد و سرزندهای.
معنی نقطه موهوم شود حل بحکیمان
بتکلم چو گشائی زره لطف دهانت
هوش مصنوعی: اگر سخن بگویی و در لفافه شروع به گفتگو کنی، حتی نقطههای نامفهوم معما نیز روشن و قابل درک میشود. همچنان که با خوشگویی و نیکو سخن گفتن، قدرت و زیبایی کلامت جان میگیرد.
تو نداری نگران دل سوی عشاق و زهر سو
چشمها مینگرم باز و بحسرت نگرانت
هوش مصنوعی: تو نگران دل عاشقان نیستی و من از هر طرف به چشمان تو نگاه میکنم و با حسرت از اینکه تو را ندارم، غمگینم.
خرمن زهد بسوزان می گلرنگ بیاور
که سبکبار نسازد بجز از رطل گرانت
هوش مصنوعی: زهد و پرهیزکاری را کنار بگذار و رنگینکمانی از لذتها را به ارمغان بیاور، چرا که تنها بار سنگین و واقعی، تجربههای گرانبهایی است که ما را سبکبار میکند.
توبه را عذرا بخواهم چو توئی ساقی مستان
غم پیری نخورم چون نگرم نخل جوانت
هوش مصنوعی: من از تو میخواهم که مرا در توبه و بازگشت به سمت خوبان یاری کنی، ای ساقی دلاویز. تا زمانی که جوانی و سرزندگیات را میبینم، از غم و درد پیری دور هستم و هیچ احساسی از آن ندارم.
ببرد مغبچه ی هر طرف آشفته دل و دین
هم مگر دست بگیرد ز کرم پیر مغانت
هوش مصنوعی: هر طرف دل و دین را به هم ریخته میبینم، اما شاید دختری مهربان بتواند به نوعی مرا نجات دهد و از مهربانی پیر مغان بهرهمند شوم.