برگردان به زبان ساده
صبح عید است بده باده مکرر ساقی
تا بری زنگ از این قلب مکدر ساقی
هوش مصنوعی: صبح عید است و زمان خوشحالی و جشن، پس ای ساقی، دوباره شراب بده تا غبار و کدورت از این دل گرفته پاک شود.
می بجوش آمده در خم بسبو کن هی هی
وز سبو ریز تو در جام مکرر ساقی
هوش مصنوعی: شراب در حال جوشیدن است، آن را در بطری بریز و با صدای هی هی به مینوشی، و از بطری تو بارها در جام نوشیدنی به ما بده، ای ساقی.
دشمن دست خدا رفت تو دست و پا کن
مده از دست تو پیمانه و ساغر ساقی
هوش مصنوعی: دشمن به سرنوشت الهی دچار شده، پس تو خود را به زحمت نینداز و از دست نده آنچه در دست داری، یعنی می و نوشیدنی را که ساقی برایت فراهم کرده است.
عمرها بر در میخانه زدم حلقه بدر
هان مهل تا که زنم من در دیگر ساقی
هوش مصنوعی: سالها در انتظار در میخانه بودهام و از ساقی درخواست دارم که کمی صبر کند تا من به در دیگری بروم و بزنم.
داری از خاک در میکده اکسیر مراد
رحمتی تا که کنی قلب مرا زر ساقی
هوش مصنوعی: تو در میکده برای من از خاک، دارویی برای رسیدن به خواستهام فراهم کردهای، تا اینکه با تو، قلبم را تزیین کنی.
نیست گوگرد گر احمر چه کنی شعله دود
در قدح ریز تو آن آتش احمر ساقی
هوش مصنوعی: اگرچه رنگش قرمز است و گوگرد نیست، اما چه فایدهای دارد؟ شعله و دودی در داخل جام بریز، تو همان آتش قرمز را از ساقی دریافت میکنی.
از کله گوشه فقرم تو سرافرازی بخش
رفته بر باد مرا گر سرو افسر ساقی
هوش مصنوعی: از اعماق فقر و تنگدستی من، تو باعث افتخار من هستی. حتی اگر همه چیزم به باد رفته باشد، تو مانند درخت سرو زیبایی و نعمت من هستی.
سرخوش آشفته زجام می مستانه کنم
لعن بیمر همه بر دشمن حیدر ساقی
هوش مصنوعی: غرق در شادی و نشئهای از می، با طعنه و کنایه به دشمن علی (ع)، از همه بدیها و ناپسندها بیزاری میورزم.