برگردان به زبان ساده
آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی
ما همه لبتشنگان و مانده بر نقش سرابی
هوش مصنوعی: آفرینش مانند دریای بزرگی است و دنیا همچون حبابی در برابر آن به شمار میآید. ما همه تشنهکامان هستیم و فقط در حال تماشا و خیالی از این عالم بیانتها هستیم.
چون مدار کارها هیچ است باز از آن دهان گو
نقش این هستی نماند رخت بر اندر خرابی
هوش مصنوعی: به این معنی است که اگر تمام امور و کارها به دور خود بچرخد، باز هم از آن خویش چیزی باقی نخواهد ماند و در پایان، همه چیز به ویرانی و نابودی میانجامد.
آفتاب ار میپرستد هندویی من ابر گیسو
کز شکنج ابر تو تابد شبانه آفتابی
هوش مصنوعی: اگر خورشید را هندویی بپرستد، من مانند ابر موهای خود را بر میافرازم، زیرا از لابلای این ابر، شباهنگام نوری شبیه به آفتاب میتابد.
گر بپوشی هفت پرده باز رخ بیپرده داری
نور سینا چون بتابد کی به جا ماند حجابی
هوش مصنوعی: اگر هفت پرده را به خود بپوشانی، چهرهات که بیپرده است همیشه نمایان است. چون نور کوه سینا میدرخشد، دیگر چه حجابی میتواند باقی بماند؟
مطرب ار این پرده بنوازد کسی عاقل نماند
ساقی ار این باده پیماید نخواهد خضر آبی
هوش مصنوعی: اگر هنرمند با دستانش این نوا را بنوازد، دیگر کسی نمیتواند عاقل بماند. و اگر کسی این نوشیدنی را بنوشد، دیگر نیازی به راهنمایی و دانایی نخواهد داشت.
من به ذوق عشق و مستی تو به شوق خودپرستی
زاهدا تا بر که دشوار است اگر باشد حسابی
هوش مصنوعی: من به عشق و شوق خودت دل دادهام، ولی تو بر سر خودخواهیات با زاهدان مینازی. حالا اگر بخواهی حساب و کتابی کنی، آیا کار سختی است؟
نغمهای برکش مطربا دستی برافشان
شاهدا پایی بکوب و ساقیا آور شرابی
هوش مصنوعی: ای مطرب، نغمهای سر بده و دستت را به علامت شادی بالا ببر. ای شاهد، پاهایت را به زمین بزن و ای ساقی، شرابی بیاور.
وصل چون امشب میسر شد غم فردا چه باشد
ور بهشتی نقد اگر در وعدهها باشد عذابی
هوش مصنوعی: وقتی که امشب به وصال محبوب میرسیم، دیگر نباید نگران غم فردا باشیم. حتی اگر بهشت را در دنیای وعدهها پیدا کنیم، ممکن است عذابی در انتظارمان باشد.
می بنوش و مدح حیدر گوی آشفته به مستی
کاینچنین از هاتف غیبم به گوش آمد خطابی
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب و ستایش حیدر را در حال مستی بیان کن، چون این سخن از ناپیدا و از جانب پیامآور غیبی به من رسید.