برگردان به زبان ساده
بیار ساقی از آن می بدان نشان که تو دانی
به کام تشنه ما ریز آنچنانکه تو دانی
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، از آن شراب ببر که تو میدانی چطور به کام تشنهمان بریزی، همانطور که خودت میدانی.
خمار عشق ز سر کی رود برون از می
ز باده خانه لعلت بیار از آنکه تو دانی
هوش مصنوعی: این بیت به احساس عمیق عشق و وابستگی به آن اشاره دارد. شاعر میگوید که حالتی از نشئگی و سرخوشی ناشی از عشق، به همین سادگی از ذهن و قلبش بیرون نخواهد رفت. او از معشوق میخواهد که از شراب قرمز رنگ (که به نشانی از عشق و زیبایی است) بیاورد، زیرا او به خوبی میداند که این احساسات عمیق متعلق به آنهاست و فراموش کردن آنها کار آسانی نیست.
من این دو بیت نوشتم ز شور مطرب مجلس
تو هم ز پرده نوایی بخوان چنانکه تو دانی
هوش مصنوعی: من این دو بیت را از شوق و هیجان موسیقی تو نوشتم. تو هم از پشت پرده آنچنان بخوان که خود میدانی.
زمان نیک چه جویی و ساعت از پی قتلم
بریز خون مرا خوش به هر زمان که تو دانی
هوش مصنوعی: زمان خوب را جستجو نکن و وقتت را صرف انتقام من نکن، که هر زمانی که تو بخواهی، میتوانی خونم را بریزی.
ز موی فرق میان تو فرق نتوان کرد
تفاوتیست به یک مو و آن میان که تو دانی
هوش مصنوعی: میان تو و دیگران تفاوت چندانی وجود ندارد و حتی تفاوتهای ظاهری نیز به اندازه یک مو است، اما تو خود بهتر میدانی که چه ویژگیهای منحصر به فردی داری.
اگر زبان تو لالست پیش اهل بلاغت
بگوی مدحت حیدر به هر زبان که تو دانی
هوش مصنوعی: اگر زبان تو ناتوان است و نمیتواند به زیبایی سخن بگوید، اما میتوانی به هر طریقی که میدانی، فضایل و عظمت حیدر را بیان کن.
به روز حشر که از پرده رازها به در افتد
بیا و راز مرا کن نهان چنان که تو دانی
هوش مصنوعی: در روز قیامت که اسرار آشکار میشود، بیا و راز من را طوری پوشیده نگهدار که تو میدانی.
نهان به معصیت آشفته و شده مداح
نهانیم تو بپوشان از آن عیان که تو دانی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حالت درونی خود و دیگران اشاره میکند که در درون، در حالی که دچار گناه و اشتباه هستند، به تمجید و مدح چیزهایی مشغولاند. او از خداوند میخواهد که آن حقایق پنهان را از دیدهها بپوشاند، چرا که او از واقعیت آنچه در دل میگذرد آگاه است.