برگردان به زبان ساده
وقتی ای جاذبه عشق نکردی کششی
که بزنجیر جنون سلسله ای را بکشی
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو آن جذابیت و کشش را نداشت که مرا به زنجیر دیوانگی بکشاند.
ما همه کاه و تو چون کاه ربائی ای عشق
سوی خود هر دو جهان را بکشی از کششی
هوش مصنوعی: ما همه مثل کاهی هستیم و تو مانند یک کاهربا هستی، ای عشق! به خاطر جذبهات میتوانی هر دو جهان را به سوی خود بکشانی.
گه بزلفین کج آویزی و گه با خط سبز
تابکی ای دل سودا زده در کشمکشی
هوش مصنوعی: گاهی با زلفهای کج خود بازی میکنی و گاهی با خط سبز خود زیبایی میسازی، ای دل عاشق و دیوانه که در این کشمکش به سر میبری.
آستین پر بود از عنبر مشکین گوئی
که صبا کرده بآن زلف دو تا دست کشی
هوش مصنوعی: آستین من پر از بوی خوش و عطرهایی شگفتانگیز است، گویی نسیمی به این دو زلف زیبا دست مالیده است.
گرنه نادان شدی ای آدم خاکی بنیاد
از چه بر دوش خود این بار امانت بکشی
هوش مصنوعی: ای انسان خاکی، اگر نادان شوی، چرا بر دوش خود این بار سنگین امانت را حمل میکنی؟
نخری حور بهشتی به پشیزی فردا
اگر امروز بیابی صنمی حور وشی
هوش مصنوعی: اگر امروز بتوانی یک دوست خوب و زیبا پیدا کنی، ارزش آن به مراتب بیشتر از داشتن یک حور بهشتی در فردا است که به راحتی به دست میآید.
بنه ای صیرفی عشق مرا در آتش
از خلاصش چه غم آن زر که در او نیست غشی
هوش مصنوعی: عشق من مانند یک بنه (سکوی بلند) از شراب است، و من را در آتش عشقش رها کرده است. نگران نیستم از اینکه آن طلا در آن نشانهای از گزش (چیزی که آسیب رساند) ندارد.
با چنین روی خوش و حلقه موی دلکش
آدمیزاده کجا حوری غلمان روشی
هوش مصنوعی: با چهره زیبا و موهای دلربا، آیا آدمی میتواند به بهشت و زیباییهای آن فکر کند؟
بس پریشان وسرافکنده و بی آرامی
مگر ای زلف چو آشفته تو عاشق منشی
هوش مصنوعی: من به شدت بیقرار و آشفتهام، مگر اینکه زلفهای پریشان تو نشاندهندهی عشق من به تو باشد.
هوس باده کوثر نکنی ای زاهد
اگر از میکده عشق شرابی بچشی
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر به نوشیدن شراب عشق از میکده ننشینی، دیگر به دنبال خوشیهای بهشتی مثل کوثر نرو.
نیست آشفته بدامان علی دست رست
لیک چون نام خوشش ورد زبان کرده خوشی
هوش مصنوعی: در حمایت و دلبستگی به علی، هیچگونه آشفتگی وجود ندارد، اما وقتی که نام زیبا و دلنشین او بر زبانها جاری میشود، شادی و خوشحالی به وجود میآید.