برگردان به زبان ساده
چه غمت اگر ای خم زلف که زنگی و سیاهی
که تو سایبان خورشیدی و ماه را پناهی
هوش مصنوعی: نگران نباش، ای موهای پر پیچ و تاب، که اگرچه تاریک و زنگاری هستی، ولی تو سایهبان و پناهی برای خورشید و ماه نیز میشوی.
منمای دست مخضوب بعرصه قیامت
که بخون ناحق من تو بحشر خود گواهی
هوش مصنوعی: در روز قیامت، دست من را به عنوان نشانی از اینکه به ناحق کشته شدهام، نشان نده. نگذار کسی مرا بهعنوان گواهی بر ظلمی که به من رفته است، در آن محشر یاد کند.
نه زبرق در خطر هست گیاه بوستانی
زتو سوخت خرمن حسن تو خط عجب گیاهی
هوش مصنوعی: اگرچه درخشش برق میتواند تهدیدی برای گیاهان در بوستان باشد، اما زیبایی و خلوص تو به قدری است که خرمن عشق و محبت را در دلها میسوزاند. این خط از تو مانند گیاهی شگفتانگیز است.
به که داوری برد کس بقصاصگاه فردا
که همان کشنده ای تو که بحشر دادخواهی
هوش مصنوعی: بهتر است که قضاوت را به روز قیامت واگذار کنیم؛ زیرا تو خود همان کسی هستی که در این دنیا دیگران را کشتهای و در آن زمان باید پاسخگو باشی.
تو چو برق رانده کشی و رسانده ای بساحل
چه غمت زغرقه بحر و زکشتی تباهی
هوش مصنوعی: تو مانند برقی هستی که با سرعت میدوی و به ساحل میرسی. پس چرا نگران غرق شدن در دریا و نابودی کشتیها هستی؟
چو بدید چشم و مژگان تو عقل در عجب شد
که شده است طرفه بیمار امیر بر سپاهی
هوش مصنوعی: زمانی که دیدم چشمان و مژگان تو را، عقل به حیرت افتاد که چگونه چنین بیمار زیبایی بر فرمانروای سپاهی قرار گرفته است.
بخطا و جرم آشفته ببخش تا بگویند
بگدای کوی بخشید زلطف پادشاهی
هوش مصنوعی: خطاها و اشتباهات مرا نادیده بگیر، تا دیگران بگویند که در کوی بخشش، بزرگواری و رحمت پادشاهی وجود دارد.
زکرامت کم البته کریم عار دارد
من از آن بتحفه هر روز بیارمت گناهی
هوش مصنوعی: کسی که بزرگوار است، از کملطفی شرم دارد. من از آنچه به عنوان هدیه هر روز برایت میآورم، گناهی دارم.
تو امین و پرده داری و ولی کردگاری
ز تو چشم عفو دارم که تو مظهر الهی
هوش مصنوعی: تو قابل اعتماد و محافظتکننده هستی و در واقع، موجودی الهی به شمار میآیی. به خاطر همین، از تو انتظار عفو و بخشش دارم.