برگردان به زبان ساده
پیر مغان گشود زرحمت در سرای
زاهد بعذر توبه تو در این سرا درآی
هوش مصنوعی: پیر مغان با لطف و محبت خود در کنار زاهد را به روی تو باز کرده است. بخاطر توبهات، میتوانی به این مکان وارد شوی.
جغدی اگر مجاور دیر مغان بود
کسب شرف زسایه او میکند همای
هوش مصنوعی: اگر جغدی در کنار دیر مغان زندگی کند، به خاطر سایه او هم میتواند جلالة و احترام پیدا کند.
ساقی چو می بجام سفالین تو میکنی
از جم که یاد آرد و جام جهان نمای
هوش مصنوعی: ای ساقی! وقتی که شراب را در جام سفالی تو میریزی، یاد جمشید را زنده میکنی و جامی را به نمایش میگذاری که جهان را نشان میدهد.
خاک در سرای مغان آب زندگیست
هم آتشش چو باد مسیحاست جان فزای
هوش مصنوعی: خاک در مکان مغان نماد حیات و زندگی است، در حالی که آتش آن مانند نیرویی زندهکننده و شفابخش عمل میکند.
ساقی مکن زمرده دلان منع آب خضر
مشگل گشا توئی زدلم عقده برگشای
هوش مصنوعی: ای ساقی، مانع نوشیدن دلهای اندوهگین نشو! تویی که میتوانی مشکلات را حل کنی و گرههای دل را باز کنی.
جز روی تو که غالیه سا شد زموی تو
خورشید را که دیده در آفاق مشگسای
هوش مصنوعی: فقط چهره توست که مانند عطر خوشبویی است و برای خورشید هیچ چیزی مانند آن نمیتواند در جهان دیده شود.
با سر بشوق جذبه عشق تو میروم
گر ببینی این رواق معلق بود بپای
هوش مصنوعی: با شوق و اشتیاق عشق تو به جلو میروم، اگر بنگری، این مکان معلق و بیپایه است.
آشفته جا گرفت در آن زلف پیچ پیچ
دیوانه ای بسلسله خوش کرده است جای
هوش مصنوعی: در آن زلف پیچیده، دیوانهای آرامش یافت و به زیباییاش پیوسته است.
گمگشتگان دشت هوائیم از کرم
ما را بسوی کعبه برای خضر رهنمای
هوش مصنوعی: گمشدگان در دشت آرزوها به ما نیاز دارند و ما با لطف خودشان را به سوی مقصد اصلی، یعنی کعبه، هدایت میکنیم.
کعبه کدام ودیر مغان کوی مرتضی
کاوراست عرش کرسی و گردون بود سرای
هوش مصنوعی: کعبه و معبد مغان هر دو خانهای برای عبودیت هستند، اما کجا میتوان کوی مرتضی را یافت که جایگاه او بالاتر از آسمانها و عرش خداوند است؟ آنجا واقعیترین سرای معنوی است.