برگردان به زبان ساده
ای آهوی تتاری نافه اگر نداری
زآن مو چرا نگیری زآن بو چرا نیاری
هوش مصنوعی: ای آهوی تاتاری، اگر نافه (عطر) نداری، چرا از آن مو (موهای خوشبو) بهره نمیگیری؟ چرا از آن عطر استفاده نمیکنی؟
از آب چشم عشاق رو وام کن دو قطره
ای ابر نوبهاری باران اگر نداری
هوش مصنوعی: از چشمهای عاشقان دو قطره اشک بریز و اگر بارانی برایت نیست، این دو قطره به یاد بهار و ابرها خاطرهساز باشد.
از خارخار عشقت در دل اگر اثر هست
در روز تیرباران شاید که سر نخاری
هوش مصنوعی: اگر در دل من نشانهای از عشق تو وجود دارد، در روزی که به تیرکشی میبرند شاید همان نشانه بهعنوان یک نخی از خارها باشد.
محصولت ار بباید تخم عمل بیفشان
فردا شوی پشیمان امروز اگر نکاری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به نتیجهای برسی، باید امروز تلاش کنی. اگر امروز کاری نکنید، فردا ممکن است به خاطر عدم عمل و تلاش خود پشیمان شوی.
از سوختن عجب نیست نه پرده فلک را
آهی اگر سحرگه از سوز دل برآری
هوش مصنوعی: اگر در سحرگاه، دل غمگینی آتش بگیرد و صدایی از آن برآید، تعجبی ندارد که این صدا به آسمان برسد و پردههای آن را به لرزه درآورد.
ما کشته تخم امید در رهگذار باران
تو ابر نوبهاری بر ما چرا نباری
هوش مصنوعی: ما به خاطر امید و آرزوهایی که در دل داریم، در مسیر بارانی تو همچون گلی پژمرده هستیم. پس چرا ای ابر تازۀ بهار، بر ما باران نخواهی ریخت؟
آشفته عاشقانت از خود نمیشمارند
چون ابر اگر نباری یا همچو نی نزاری
هوش مصنوعی: عاشقان سرگشته و پریشان حال خود را به حساب نمیآورند، مانند ابر که اگر باران نبارد یا مثل نی که اگر نوازش نشود، بیصدا میماند.
مطرب چو هست روحت ساقی چو هست راحت
حسنی چرا نسازی جامی چرا نیاری
هوش مصنوعی: ای خواننده، وقتی که روح تو در حال شادمانی است و ساقی آرامش بخشی وجود دارد، چرا جامی نمیسازی و چرا از دلانگیزیهای خود نمیچشانی؟
دریوزه بایدت کردت از همرهان در این ره
از حب آل حیدر گر توشه برنداری
هوش مصنوعی: باید از همراهانت درخواست کمک کنی، چون در این مسیر اگر از عشق اهل بیت استفاده نکنی، چیزی برای تو باقی نخواهد ماند.