برگردان به زبان ساده
دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی
نه عجب زلاله و گل بودش اگر فراغی
هوش مصنوعی: دل عاشق پر از درد و رنج است و اگر از محبوبش دور باشد، جای تعجب نیست که مانند آب زلال و گل زیبایی دارد. این به این معنی است که حتی در گرما و سختی عشق، زیبایی و زلالی در وجودش وجود دارد.
نه برنگ لاله در باغ بگل بود مشابه
چه مشابهت بدل داشت اگر نداشت زاغی
هوش مصنوعی: در باغ، گل و لاله به رنگ و زیبایی خود معروف هستند، اما اگر زاغی وجود نداشت که در کنار آنها باشد، وجود لالهها چه تاثیری داشت؟ این به نوعی بیانگر این است که برخی زیباییها و جلوهها در کنار دیگران معنا پیدا میکنند.
چو بدید خط سبزت بلب تو خال زنگی
بشکر بگفت کز چیست مکان گرفته زاغی
هوش مصنوعی: چون نوشته سبز تو را دید، بلبل خال زنگی بود که گفت: این زیبایی از کجاست که زاغ هم در آن جا نشسته است؟
تو که رفتی از شبستان و نداد نور ماهم
مگر آه سینه از برق فروزدم چراغی
هوش مصنوعی: به محض اینکه تو از کنار ما رفتی، دیگر هیچ نوری از ماهی که همیشه در دل شب میتابید، برای ما نماند. جز اینکه حسرت و ناراحتی ما مثل یک روشنایی، به دل تاریکی شب شعلهور شد.
همه جا خیام لیلی است بدشت خاطر تو
عجبم من از تو مجنون که زحی کنی سراغی
هوش مصنوعی: در هر جا که مینگرم، خیام و لیلی را میبینم. مغز و دل من در دشت خاطرات تو سرگشته است. من از تو، ای مجنون، تعجب میکنم که چرا هنوز پی خبری از من نیستی.
تو که ساقی بهشتی و بجام تست کوثر
چه کم ار کنی عنایت تو به تشنگان ایاغی
هوش مصنوعی: ای ساقی بهشتی، که جام تو پر از آب کوثر است، چه کم از محبت و لطف تو به تشنگان میکاهد؟
مستای هیچ آشفته بر علی تو کس را
بر آفتاب تابان چه کند چراغ راغی
هوش مصنوعی: هیچ کسی که در حال مستی و آشفتگی باشد نمیتواند نسبت به بزرگی و نورانیت علی، که همچون آفتاب تابانی است، اعتنایی کند و برای او چراغی که در تاریکی میافروزد، استفاده کند.