برگردان به زبان ساده
تا که بتخانه را حرم کردی
همه را عابد ای صنم کردی
هوش مصنوعی: بتخانهای که به مکانی مقدس تبدیل شده، به واسطه تو، ای معشوق، همه را عابد و پرستنده خود کردهای.
تو که بت در بغل نهان داری
از چه رو سجده بر حرم کردی
هوش مصنوعی: تو که معشوقهات را در دل پنهان کردهای، چرا در برابر معبد دیگران سجده میکنی؟
تا گدای مغان شدی درویش
خویش را شاه محتشم کردی
هوش مصنوعی: وقتی که به مقام و مرتبت مغان رسیدی، درویش خود را مانند یک پادشاه و بزرگوار گرامی داشتی.
در سفالین قدح فکندی می
کاس چوبینه جام جم کردی
هوش مصنوعی: در لیوان سفالی، شرابی ریختی و با جام چوبی، به زیبایی جام جمشید اشاره کردی.
سگ میخانه را شدی همرنگ
خود در آن خانه محترم کردی
هوش مصنوعی: اگر به محلی بروی که برای خودت عزیز است، باید با افراد و ویژگیهای آنجا همخوانی پیدا کنی و خود را با فرهنگ و آداب آنجا هماهنگ کنی تا در نظر دیگران احترام کنی.
جای لیلی است در دل مجنون
گر سراغش تو در حشم کردی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال لیلی در دل مجنون هستی، باید بدانی که او همیشه در آنجا حضور دارد.
صوفی از وجد در طرب تو گمان
بنواهای زیر و بم کردی
هوش مصنوعی: در داستان عشق و دیوانگی تو، صوفی بر این باور است که از شادمانی و شور و هیجان تو، نغمههایی خوش آهنگ و زیبا شکل گرفتهاند.
آفت ترک و فتنه ای بعرب
رخنه در کشور عجم کردی
هوش مصنوعی: تو باعث به وجود آمدن مشکلات و فتنهای در سرزمینهای غیر عرب شدهای و این به نوعی به تضعیف و آسیب به آنها منجر شده است.
گرچه در گلخنی گرفتی جای
غیرت گلشن ارم کردی
هوش مصنوعی: اگرچه در جایگاهی که باید غیرت و شجاعت را نشان دهی، به خیال خود در آرامش و زیبایی نشستهای، اما این وضعیت تو را از اصل و ریشهات دور کرده است.
از شکوفه صبا چو خازن شاه
دامن باغ پر درم کردی
هوش مصنوعی: از شکوفههای صبحگاهی همچون خزانهدار شاه، باغ را پر از زیبایی و ارزش کردی.
شاه امکان علی که هستی را
بطفیلش خدا کرم کردی
هوش مصنوعی: علی، که خود نمایندهی قدرت و عظمت الهی است، باعث شده که خداوند به این عالم وجود و رحمت عطا کند.
جان آشفته را بشوی از زنگ
کش بدل مهر خود رقم کردی
هوش مصنوعی: زنگارها را از روح آشفتهات پاک کن، زیرا تو با عشق خود نشانی بر دل من گذاشتی.