برگردان به زبان ساده
چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
چون خط سبزش چمن گیاه نداری
هوش مصنوعی: ای آسمان عزیز، تو ماهی در آغوش نداری؛ چرا که سبزیات مانند چمن بیگیاه است.
وه که برآمد زسینه آن جهان سوز
آینه رویا خبر زآه نداری
هوش مصنوعی: آه، چه خوب که آن آتش سوزان از قلبش برخاست و تصویری از رویا را به نمایش گذاشت. تو از این ناله هیچ خبری نداری.
ناوک آهم بماه رفت تو گوئی
غیر مه و تیر کس گواه نداری
هوش مصنوعی: ناوک آهم به سمت ماه رفت، انگار که غیر از ماه و تیر، هیچکس دیگری گواهی ندارد.
تا تو چه کردی دلا که از اثر او
ره بخرابات و خانقاه نداری
هوش مصنوعی: عشق و سوز تو مرا به حال و روزی کشانده که نه به میخانه میروم و نه به خانقاه.
روی سفیدی بعرصه گاه قیامت
نامه بکف گرچه من سیاه نداری
هوش مصنوعی: اگرچه من در این دنیا به سیاهی و گناه آلودهام، اما در روز قیامت اگر نامه عمل را در دست داشته باشم، بر روی زمین سفید و روشن، میتوانم دفاع کنم.
سوده کلاه غرور حسن بماهت
یوسف کنعان خبر زچاه نداری
هوش مصنوعی: توجه به ویژگیهای زیبایی و ظرافت در چهرهٔ معشوق مانند زیبایی یوسف در مصر، باعث میشود که از عمق مشکلات و چالشها غافل شویم و به سادگی از آنها عبور کنیم.
لاجرم افتی بدام کید رقیبان
جانب یاران اگر نگاه نداری
هوش مصنوعی: اگر مراقب یاران خود نباشی، در دام ترفندهای رقبایت گرفتار خواهی شد.
دامن جانان گرفته را غم جان نیست
هست بجام سر غم کلاه نداری
هوش مصنوعی: دوست محبوب، اگر دامن تو را غمی گرفته باشد، جای نگرانی نیست. چرا که در دل خود، با اندوه سر شانه، کلاهی از غم را بر سر نداشتی.
از همه در رانده ای بمیکده بازآ
جز در پیر مغان پناه نداری
هوش مصنوعی: تو از همه جا رانده شدهای و تنها جایی که میتوانی به آن پناه ببری، همین میکده و دامن پیر مغان است.
داد دل آشفته گیری از خم زلفش
غیر علی چونکه دادخواه نداری
هوش مصنوعی: دل پریشان خود را به خاطر پیچشهای موهایش فدای کسی کن که غیر از علی، یاوری برایت نیست.
حب علی چون بود بعرصه محشر
شاید اگر گویمت گناه نداری
هوش مصنوعی: محبت علی در روز قیامت چگونه خواهد بود، شاید اگر بگویم تو گناهی نداری.