برگردان به زبان ساده
دام به راه مینهی طره کمند میکنی
صید بود چو خانگی از چه به بند میکنی
هوش مصنوعی: تو با فریب و نیرنگ، دام را در مسیر قرار میدهی و با گرفتن موهایش به او وسوسه میکنی. اما وقتی صید به جمع خودت نزدیک میشود، چرا او را به بند میکشی؟
تا که نهی در آتشم تا که کنی مشوشم
خال نهی به عارض و زلف نژند میکنی
هوش مصنوعی: تا وقتی که مرا در آتش عشق میافکنی و دلم را دچار آشفتگی میکنی، تنها با قرار دادن خال بر چهرهات و بازی با موهایت میتوانی این احساس را به وجود آوری.
زآن خط و لعل دلنشین کرد شکر نبات بین
چند نبات جویی و پرسش قند میکنی
هوش مصنوعی: از آن خط زیبا و لبهای دلنشین، شکر شیرینی را ببین که چگونه میتوانی در میان چند نبات، بدنبال قند بگردی و سوال کنی.
من ز سواد مردمک زود سپندت آورم
تا تو به رفع چشم بد فکر سپند میکنی
هوش مصنوعی: من برای تو از دود اسپند میآورم تا تو به فکر رفع چشم زخم باشی.
چشم گشای باغبان وآن قد معتدل ببین
سرو بگو که شرم کن سر چه بلند میکنی
هوش مصنوعی: باغبان را ببین که چگونه چشم به راه است و درختی را که به صورت متعادل رشد کرده، نگاه کن. ای سرو، به او بگو که چرا اینقدر سر بلند میکنی و شرمنده باش.
فکر خطا حدیث گل پیش جمال گلبدن
قصه ز مشک یا خطش سهو تو چند میکنی
هوش مصنوعی: فکر نادرست تو از زیبایی گل و魅ایتی که دارد، در واقع داستانی است شبیه به عطر مشک. پس چرا اینقدر به اشتباهات خود فکر میکنی؟
طایف کعبهٔ رضا آشفته گو به سر رود
چند به خانه خفته و فکر سمند میکنی
هوش مصنوعی: آشفتگی و تلاطم در اطراف حرم امام رضا (ع) وجود دارد، اما تو به چه دلیل به خواب رفتهای و به فکر اسب خود هستی؟ زندگی را از دست نده و به حال و هوای اطرافت توجه کن.