برگردان به زبان ساده
بچم ای نهال نورس که زحسن بارداری
همه انجمن چمن کن که زرخ بهار داری
هوش مصنوعی: فرزندم، ای درخت جوان! با زیبایی و شکوهی که داری، در دل همه گلها و چمنها روشنایی و شادی بیاور، چرا که بهار را در وجود خود داری.
بسخن شکر شکستی و هنوز در حدیثی
بنظر جهان گرفتی هم انتظار داری
هوش مصنوعی: تو با گفتار شیرین و دلنشین خود همه را مجذوب کردهای، اما هنوز در سخنگفتن و گفتگو با دیگران، این امید را در دل داری که آنها نیز همانند تو به انتظار مینشینند.
زچه جنس بودی ای عشق که بافت تار و پودت
زچه خم گرفته ای رنگ و چه پود و تار داری
هوش مصنوعی: عشق، از چه موادی ساخته شدهای که هر رشتهات به هم بافته شده و رنگ و حالت خاصی به خود گرفتهای؟
من اهرمن صفت را زکجا ندیم باشی
تو که خود زجاتم جم بزمانه عار داری
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از تو بگذرم، در حالی که خودت از جایگاه من در این دنیا شرمندهای؟
نفتد زجوش جانت نشیند این تجارت
تو که زیر دیگ سودا همه روزه نار داری
هوش مصنوعی: اگر از جوش و خروش وجودت کم نشود، این کار و بار تو به ثمر نخواهد نشست؛ زیرا زیر دیگ تجارت همیشه آتش وجود دارد.
سوی میکده مبر رخت تو زاهد سیه کار
بفشان زباده آبی که بره غبار داری
هوش مصنوعی: به میخانه برو و خودت را از زهد و دیانت دور کن، ای زاهد ناکام! شراب را بریز و غبار روزگار را از روی خود بزدای.
همه جادوان فریبی بفریب چشم مکحول
که زچهره گنج سازی وز طره مار داری
هوش مصنوعی: همه جادوگران فریبی هستند، به طوری که چشم زیبای تو را فریب میدهند. تو با چهرهات مانند گنجی درخشان و با موهای پرپیچ و خم، توجه همه را به خود جلب میکنی.
بودت جو حب حیدر همه خاک میکنی زر
چه کنی دیگر به اکسیر که از غبار داری
هوش مصنوعی: وجود تو مانند سنگ گرانبهایی است که از پستی و خاکی بودن خود را جلا میدهد. اما چه فایدهای دارد وقتی که از خاک و غبار میزویی و به دنبال چیزهایی مانند اکسیر هستی؟