برگردان به زبان ساده
شبی به خواب بدیدم که رو به من داری
چه خوش بود که مجسم شود به بیداری
هوش مصنوعی: شبی خواب دیدم که تو به رویم هستی و چه خوب میشد اگر این خواب در بیداری واقعی میبود.
وصف آن لب شیرین شکر به بار آورد
وگرنه کی نی خامه کند شکرباری
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و شیرینی لبان اشاره دارد و میگوید که اگر این لبها نبودند، هیچ چیز نمیتوانست به این شیرینی و لطافت توصیف شود. در واقع، شاعر بر این باور است که تنها وجود این لبهاست که میتواند احساس شیرینی را به وجود آورد و قلم، بدون این زیبایی قادر به خلق چنین تصاویری نیست.
خراب کرد به یک غمزه ملک دل چشمت
کشید زلف تو پرچم برای دلداری
هوش مصنوعی: با یک اشاره از چشمان تو، دل من را ویران کردی. موهای تو مانند پرچمی هستند که برای تسلای دل عاشقان به اهتزاز درآمده است.
ز یاد خویش مبر هستیم تو ای ساقی
دمی مباد که ما را به خود تو بگذاری
هوش مصنوعی: به یاد خودت باش، ای ساقی، هیچگاه ما را فراموش نکن و به حال خودمان رها نکن.
مرا به یاد تو عمر عزیز میگذر
تو ای عزیز زی عقوب کی به یاد آری
هوش مصنوعی: من عمر گرانبهام را در یاد تو سپری میکنم، ای عزیز. اما کی به یاد من خواهی بود؟
به پای دل بگشایم گره تو ای خم زلف
که به بود ز رهایی چنین گرفتاری
هوش مصنوعی: من با عشق و دل به تو نزدیک میشوم و گرهی را که در زلفهای توست باز میکنم، چرا که این گره و وابستگی از هر نوع رهایی، برای من بهتر است.
بود به دفع هوسپیشگان حلوا خور
شکرلبی که کند پیشه تلخگفتاری
هوش مصنوعی: در گذشته، فردی بود که به خواستههای نفسانی و هوسهای دیگران پاسخ میداد و با لبهای شیرینش، همه را به خود جذب میکرد، ولی در واقع شخصیتش تلخ و گفتارش غمانگیز بود.
چو خانگی بودم یوسفی به مصر درون
چرا روم ز پی یوسفان بازاری
هوش مصنوعی: وقتی در خانه و خانواده خودم هستم، چرا باید به دنبال یوسفهای بازار بروم و جای دیگری را جستجو کنم؟
به غیر گوهر مدح علی به مخزن نیست
ولی کساد متاعی ز بیخریداری
هوش مصنوعی: غیر از ارزشهای بزرگ و ناب علی در هیچ جا چیزی با ارزشتر وجود ندارد، اما زمانی که چیزی بدون خریدار باشد، ارزش خود را از دست میدهد.
جواب مهر بتان چیستت به عرصه حشر
مگر ولای علی آیدت پی یاری
هوش مصنوعی: در روز قیامت که محبت و عشق به معشوقان چهرهنمایی میکند، چه پاسخی برای آن عشقها و محبتها داری؟ جز اینکه با ولایت علی (ع)، که یاریگری است، همراه شوی.
شها تویی که به دشمن کنی سخا و کرم
چه میشود که دل دوستان به دست آری
هوش مصنوعی: ای شاه، تو که به دشمنان خود generosity و بخشش میکنی، چه خواهد شد اگر دلدوستانت را به دست بیاوری؟
به بوی زلف تو دل دارم را بود طالب
ز شوق چشم تو من شایقم به بیماری
هوش مصنوعی: به خاطر عطر موهای تو، دل من بسیار مشتاق است. من به شدت به خاطر زیبایی چشمان تو، دچار عشق و شوق شدهام.
به کفر واعظ شهرت ستود آشفته
نه ناسزاست که این جمله را سزاواری
هوش مصنوعی: واعظ در کافر بودن خودش شهرتی یافته است. این موضوع نه تنها ناپسند نیست، بلکه به نظر میرسد که به نوعی شایسته و مناسب است.