برگردان به زبان ساده
شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی
بروز عید اندر کیش ما رسم است قربانی
هوش مصنوعی: در شب وصال، ای عاشق، جان خود را برای دوست قربانی کن؛ در روز عید، در آیین ما رسم بر این است که قربانی لازم است.
خضر را گو مناز از آب حیوانت تو چندانی
که ابر از بحر میخانه بمستان داد بارانی
هوش مصنوعی: خضر را بگو که از آب حیات تو بپرور، همانقدر که ابر از آب دریا برای مینوشان باران میفشاند.
میان لیلی و مجنون مگو باشد بیابانی
که حاجی را براه کعبه گل شد هر مغیلانی
هوش مصنوعی: بین لیلی و مجنون نگو که بیابانی وجود دارد که در آن حاجی به سمت کعبه میرود و گل شده است؛ هر کسی که در این سفر باشد، در واقع درگیر عشق و زیبایی است.
زلیخا خود بزندان فراقش گر گرفتاری
پسندیدی چرا بر یوسف کنعان تو زندانی
هوش مصنوعی: اگر زلیخا خود به خاطر دوری از یوسف در قید و بند شده، تو چرا یوسف کنعان را در زندان میکنی؟ چگونه ممکن است که زیبایی و عشق او را برنجانی و به او ظلم کنی؟
اگر مرده کنی زنده مکن دعوی حذاقت را
طبیبا گر فلاطونی بدرد عشق درمانی
هوش مصنوعی: اگر کسی را بکشید، در مورد مهارتهایتان ادعا نکنید که به مانند یک پزشک ماهر عمل میکنید. حتی اگر شما همچون فلاطون به عشق بپردازید، باز هم دردها را درمان نمیکنید.
نه از زلف پریشانش من آشفته پریشانم
که در هر حلقه ای از ذکر او بینی پریشانی
هوش مصنوعی: من به خاطر زلفهای آشفتهی او مضطرب و پریشان نیستم، بلکه هرجا که یاد او در ذهنم بیافتد، همان پریشانی را احساس میکنم.
بجز زلف و قد فتان و چشم فتنه انگیزت
زبیم تیغ شه در پارس باقی نیست فتانی
هوش مصنوعی: غیر از زیبایی زلفها و قامت دلربایت و چشمان فریبندهات، در این سرزمین دیگر چیزی از زیبایی و جذابیت باقی نمانده است.
درآ ای صفت شکن اندر صفت میدان نیکویان
بزن هر جا سری بینی چو گو یکدم بچوگانی
هوش مصنوعی: به درون بیا و به زیباییها نزدیک شو، هر جا که سری را ببینی، با شجاعت و خونسردی عمل کن و از جوانی و زندگی لذت ببر.
گنه ای کاتب اعمال چندان ثبت کن از ما
به مهر مهر حیدر ما به کف داریم فرمانی
هوش مصنوعی: ای نویسندهٔ اعمال، بارها گناههای ما را ثبت نکن. ما در دلمان مهر و محبت حضرت علی (ع) داریم و با این محبت، قدرت و فرمانی در دست داریم که بر گناهانمان میتواند غلبه کند.