برگردان به زبان ساده
تو نه ای زآب و خاک از نوری
بچه ناز پرور حوری
هوش مصنوعی: تو از آب و خاک نیستی، بلکه از نور آمدهای و مثل یک فرشته زیبا و لطیف پرورش یافتهای.
گر بعقباست جنت موعود
تو بدنیا بهشت موعودی
هوش مصنوعی: اگر به بهشت وعده داده شده در آینده نگاه کنی، در این دنیا نیز میتوانی بهشتی را تجربه کنی.
زآن لب پرنمک خبر دارد
هر کرا هست زخم ناسوری
هوش مصنوعی: هر کسی که دلی شکسته و زخم خورده دارد، از آن لب شیرین و جذاب خبر دارد.
توده عنبری شبه قامت
بر سرم پنجه است کافوری
هوش مصنوعی: یک تودهای از عطر عنبر مانند قامت بر زانوی من نشسته و در دستش بویی از کافور وجود دارد.
عقل گوید که غالبم بر نفس
عشق گوید برو که معذوری
هوش مصنوعی: عقل میگوید که من بر احساسات و تمایلات نفسانی خود مسلط هستم، اما عشق به من میگوید که بهانهای دارم و نمیتوانم از آن دور شوم.
گر زغیرت بود سرور و غمت
گر غم از دوست هست مسروری
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غیرت خود سرور و شادی میکنی، اگر نگرانیات از دوستت است، از آن غم میتوان خوشحال بود.
سوختی عالمی زپرتو حسن
غالب الظن که آتش طوری
هوش مصنوعی: عالَم به خاطر زیبایی تو به آتش کشیده شده است، زیرا جلوهی تو چنان است که گویی آتش سوزان است.
ایکه چون شمع شاهد عامی
چو پری در حجاب مستوری
هوش مصنوعی: ای که مانند شمعی، روشنی و زیباییات باعث جلب توجه همه میشود، اما مانند یک پری در پس پردهای از حجاب قرار داری و دیده نمیشوی.
عقل بگریخته زسطوت عشق
با سلیمان چه میکند موری
هوش مصنوعی: عقل از قدرت و شدت عشق فراری شده، پس موری کوچک در برابر سلیمان چه کاری میتواند انجام دهد؟
عیب عذرا کنی و بیخبری
عذر میخواهمت که معذوری
هوش مصنوعی: اگر به عذرا اشکالی میگیری، من از تو میخواهم که به کماطلاعیات از وضعیت او توجه کنی و عذرخواهیات را بپذیرم.
چشم میخوارگان بعفو کریم
زاهدا تو بزهد مغروری
هوش مصنوعی: چشم مینوشندگان به بخشش بزرگوار زاهدی که به زهد خود مغرور است، مینگرد.
یوسف عشق را بهازاریست
نیست عشاق را زرو زوری
هوش مصنوعی: یوسف عشق هیچ قیمتی ندارد، زیرا عشق واقعی از طلا و ثروت بالاتر است و نمیتوان آن را با داراییهای مادی اندازهگیری کرد.
گفتی آشفته در کمند مرو
کاختیارت بود نه مجبوری
هوش مصنوعی: گفتی که در این وضعیت آشفته نباید به دام بیفتی، زیرا عشقت به تو وابسته است و تو مجبور نیستی.
لیک شاهین چو پنجه بگشاید
نتواند گریخت عصفوری
هوش مصنوعی: اما وقتی شاهین پنجههایش را باز کند، دیگر عصفور نمیتواند فرار کند.
بسکه وصف شکرلبان کردی
شعرت افکند درجهان شوری
هوش مصنوعی: به خاطر توصیف زیبای لبهای شیرین، شعر تو در دنیا غوغایی به پا کرده است.
من بیاد علی شدم نزدیک
تا نگویند از خدا دوری
هوش مصنوعی: من به خاطر یاد علی به او نزدیک شدم تا دیگران نگویند که از خدا دور هستم.