برگردان به زبان ساده
فصل گل گفته واعظ نکنی می نوشی
وقت آنست که سجاده بمی بفروشی
هوش مصنوعی: در فصلی که گلها شکوفا میشوند، واعظ به تو میگوید که مشروبات را نخور. اما این زمان، زمانی است که باید از بند سجاده و ریاکاری رها شوی و حقیقت را بپذیری.
چشم مست تو زنو عربده آغاز کند
زلف و ابروی تو گفتند زبس سر گوشی
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو به طور خاص و جذاب، شور و هیجان را آغاز میکند. مو و ابروی تو به قدری زیبا هستند که به نظر میرسد در گوشهای از دنیا چیزهای دیگری هم گفته میشود.
چون بخود آیم و هشیار شوم کاندر بزم
ساغر چشم توام داد می بیهوشی
هوش مصنوعی: وقتی که به هوش میآیم و حال خود را مییابم، متوجه میشوم که در محفل خوشی، نشستهام و تمام دلخوشیام به خاطر دیدن چشمان توست که مرا به حالت بیخبری و مستی دچار کرده است.
خیز چون ساغر می لب بلب یار بنه
چند با این دل پرخون تو چو خم در جوشی
هوش مصنوعی: برخیز و به یاد یار، مانند جامی که پر از می است، دل پر دردت را رها کرده و از نو زندگی کن؛ چرا که دل تو مانند خمی است که در حال جوشیدن است.
چنگ زد در خم آن زلف زقلب آشفته
جای آنست که چون چنگ بجان بخروشی
هوش مصنوعی: در کمند زلف معشوق گرفتار شدم، چنان که دل آشفتهام نشان از این دارد که وقتی چنگ به جان بزنم، عذابی عمیق را احساس میکنم.
مه من گر شودت مشتری ای یوسف مصر
خویشتن را چو غلامان حبش بفروشی
هوش مصنوعی: اگر ماه من، همچون مشتری، به زیبایی تو باشد، ای یوسف مصر، آیا خودت را همچون غلامان حبشی به فروش خواهی گذاشت؟