برگردان به زبان ساده
بچین زلف تو پیوسته با چشم تو ابروئی
کمانی و کمندی را بهم پیوسته جادوئی
هوش مصنوعی: زلفهای تو به همراه چشمانت، ابروانی کمانی و دلفریب را به هم پیوند زدهاند و این مجموعۀ زیبا جادویی است.
بجز وحشی غزال تو که او مردم فریب آمد
شکار افکن که در چین و ختا دیده است آهوئی
هوش مصنوعی: جز غزال تو، که وحشی و فریبنده است، هیچکس به دنبال شکار نیامده است. او در سرزمین چین و ختا، آهوئی را دیده است.
چه ای خال هندو زیر زلف آن پری پیکر
بروی بت کشیده طیلسان از مشک هندوئی
هوش مصنوعی: ای بچه هندی، چه زیبایی در چهرهات نهفته است. زیر موهای آن پری زیبا، چهرهات مانند یک بت براق و خوشظاهر است که با عطر خوش مشکی هندی آغشته شده است.
زسر تا پا همه نازی زخوبان جمله همتائی
چه حاصل زین همه خوبی نگارینا که بدخوئی
هوش مصنوعی: تمام ویژگیهای زیبایی از سر تا پا در تو وجود دارد، اما به چه کار میآید این همه زیبایی و نیکی در تو وقتی که در باطن بدخو هستی؟
چرا آن سرو قد در چشم ما منزل نمیگیرد
اگر سرو سهی منزل گزیند بر لب جوئی
هوش مصنوعی: چرا آن درخت بلند و خوش قامت در چشمان ما جا نمیگیرد، اگر درختی زیبا و صاف در کنار چشمهای بیفتد؟
نموده نافه خون در ناف آهوی ختا و چین
صبا از نافه زلف تو برده در ختا بوئی
هوش مصنوعی: آهویی که در سرزمین ختا زندگی میکند، بویی دلانگیز از گیسوان تو را استشمام کرده است و این عطر، مثل بوی خوشی که از نافه (عطر) خون به مشام میرسد، او را مجذوب کرده است.
من از آشفتگی آشفته با زلفش نپیچیدم
بگو حال دلم آنجا صبا گر محرم اوئی
هوش مصنوعی: من از این که با زلف او در هم بروم و به هم بریزم، خودداری کردم. بگو حال دلم چگونه است در حالی که نسیمی که با او آشناست، در آنجا حضور دارد.