برگردان به زبان ساده
به تو میسزد سراپا همه ناز و کبریایی
که مسلّمی به خوبی و تو راست پارسایی
هوش مصنوعی: تو با تمام زیبایی و جذابیتت شایستهای، چون در دل خوبی و پاکی را به وضوح میبینم.
نشنیدهای ز مطرب به جز از حدیث هجران
که ز بند بندش آید همه نغمهٔ جدایی
هوش مصنوعی: تا به حال از مطرب نشنیدهای جز داستان جدایی، که تمام نغمههایش از حسرت و دوری ناشی میشود.
تو ز پرده گر درآیی چه کنی به جان مردم
که ز عشوهٔ نهانی دل خلق میربایی
هوش مصنوعی: اگر تو از پشت پرده بیرون بیایی، با جان مردم چه خواهی کرد وقتی که با جذبههای پنهانیات دلها را میربایی؟
چه کنی ملامت دل که تو بت پرستد از جان
که چه آینه بیارند تو خویشتن ستایی
هوش مصنوعی: دل را چگونه سرزنش کنی در حالی که او با تمام وجود idol پرستیده است؟ چه فایده دارد که آینه بیاوری وقتی که خود را ستایش میکنی؟
سوی کشور دگر رو پی دین و دل نگارا
که ز پارس برفکندی تو رسوم پارسایی
هوش مصنوعی: به سرزمین دیگری برو و به خاطر دین و دل خودت تلاش کن، زیرا تو از سرزمین پارس آداب و رسوم پارسایی را کنار گذاشتی.
تو چو برق برگذشتی و بسوخت خرمن ما
که به شعله خار و خس را نه سزاست آشنایی
هوش مصنوعی: تو مانند برق گذشتی و به خرمن ما آسیب زدی، در حالی که این آتش برای خار و خس مناسب نیست که با آن آشنا شوند.
نبود دلی که نبود به شکنج طرّهٔ او
که به چین زلفش آشفته تو هم دلی فزایی
هوش مصنوعی: هیچ دلی نیست که تحت تأثیر زیبایی و جاذبهی موی او قرار نگیرد، و چنانچه تو نیز در این احساس سهیم هستی، قلبت به عشق او جوانه میزنید.