برگردان به زبان ساده
که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
گذاری نیکنامی و به قلاشی سمر گردی
هوش مصنوعی: ای دل، تو که از رازهای عشق آگاهی، باید طوری زندگی کنی که در خاطر دیگران نیکو به یاد بمانی و به مانند گلی خوشبو در زندگی دیگران جلوهگر شوی.
که گفت ای دیده عمان باش و لؤلؤ در کنار آور
که گفت ای مردم دیده تو غواص گهر گردی
هوش مصنوعی: ای چشمان من، همچون غواصانی عمل کن که در دریا به جستجوی لؤلؤ میپردازند و زیباییها و ارزشهای پنهان را کشف کنند. با دقت و توجه، به آنچه در اطراف خود وجود دارد نگاه کن و زیباییها را گردآوری کن.
نمیکردی اگر خود را بآن باریکی ای گیسو
کجا بودت جلادت تا بگرد آن کمر گردی
هوش مصنوعی: اگر موهایت اینقدر نازک و باریک نبود، چگونه میتوانستی با اعتماد به نفس دور کمرت بچرخانی؟
ندیدم اندر این بستان ثمر از تو بجز حرمان
بود یا رب که ای نخل محبت بی ثمر گردی
هوش مصنوعی: در این باغ، جز ناامیدی، میوهای از تو ندیدم. ای درخت محبت، تو چرا بدون میوه شدهای؟
نه هر که دیده ای دارد بمنظوری سپارد دل
بکن جهد ای دل شیدا که از اهل نظرگردی
هوش مصنوعی: هرکس که در ظاهر زیبا و دلنشین به نظر میرسد، لزوماً نمیتواند دل را به او بسپاری. ای دل عاشق، تلاش کن که به افراد با بصیرت و دانا نزدیک شوی و خود را با آنها همراه کنی.
بشام هجر میکردم حدیث قامتت با دل
بجوش آمد دل و گفت ای قیامت مختصر گردی
هوش مصنوعی: در شب جدایی، به یاد قامت تو سخن میگفتم و دل از شوق به جوش آمد و گفت: ای روز قیامت، کاش کوتاه میشدی.
تو را چون سیم و زر جز چهره و اشک بصر نبود
چرا باید که گرد این بتان سیمبر گردی
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از تو به یادگار مانده است، چهره و اشکهای توست. پس چرا باید به دور این معشوقان زرق و برقدار و فریبنده بچرخی؟
نه هر در کاو یتیم افتد فزاید نرخ بازارش
دعا کن ای در یکتا یتیم و بی پدر گردی
هوش مصنوعی: هر در که به یتیمی باز شود، ارزشش در بازار افزایش پیدا نمیکند. پس ای در منحصر به فرد، دعا کن که یتیم و بیپدر بمانی.
زآن زلف پریشان جو دال آشفته خود را
می دیوانهای تا چند هر سو در به در گردی
هوش مصنوعی: به خاطر زلفهای پریشان و آشفتهات، میگذاری دیوانهای به دنبال تو بگردد. تا کی قصد داری اینگونه در همه جا سرگردان باشی؟