برگردان به زبان ساده
صوفی صومعه که زد دوش دم از قلندری
دید چو می بجام جم خورد برود سکندری
هوش مصنوعی: شخصی در صومعه مشغول عبادت و ریاضت بود، اما شب گذشته در حال صحبت از حال و هوای آزادگی و وارستگی به سر میبرد. وقتی که شراب جام جم را نوشید، به حالتی خاص و متفاوت از خود درآمد.
جام کشید و مست شد عارف می پرست شد
گفت که این عرض خواص داده بجان جوهری
هوش مصنوعی: عارف با نوشیدن شراب مست و شیدا شد و گفت که این ویژگیهای خاص، در حقیقت به جان و ذات واقعی او تعلق دارد.
وای بپارسا اگر آن بت پارسی رسد
خاصه بدست ساغری از می صاف خلری
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا به دست ساغر پر از می صاف بیفتد، وای بر پارسا!
از کف ساقی ای پسر جام بگیر هر سحر
چشه آفتاب جو ایکه زذره کمتری
هوش مصنوعی: از دست ساقی، ای پسر، جامی بگیر و هر صبح از چشمهای که نور خورشید بر آن میتابد، بنوش. اگرچه ممکن است ذرهای کمتر باشد، اما ارزش آن را دارد.
ایکه کشی بغمزه ای زنده کنی بعشوه ای
از چه نمیکنی بتا دعوی از پیمبری
هوش مصنوعی: اگر با ناز و عشوهٔ خود کسی را زنده کنی، چرا با این حالت دیگران را به دعوی پیامبری میکشانید؟
رفت بغمزه تو دل خونشد و ریخت از مژه
گو چکند رعیتی در کف ترک لشکری
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ناز و غمزههای تو پر از درد و اشک شد و از چشمانم اشک میریزد. گویا که یک رعیت در دست یک لشکر بیرحم قرار گرفته است.
با که کنیم داوری از تو که میر مجلسی
داور اگر ستم کند ترک کنیم داوری
هوش مصنوعی: با چه کسی قضاوت کنیم در حالی که تو که رییس مجلس هستی، اگر ظلم کنی، قضاوت را هم رها میکنیم؟
بال عقاب تیر او تاج بفرق مینهد
سایه اگر توای هما بر سرما بگستری
هوش مصنوعی: پرندهای به قوت و تیزی عقاب به ما مینگرد و در سایهاش احساس امنیت میکنیم، اگر تو ای سرنوشت بزرگ، بر زندگیام چتر محبت و حمایت بگستری.
آشفته دوست جوی و بس گرچه بر زیان بود
خواند خداش پارسی ترکش گفت شکری
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است جستجوی دوست پر درد و رنج باشد، اما این تجربه ارزشمند است. خداوند را شکر کن که با این چالشها روبرو شدهای.