برگردان به زبان ساده
بر این جا آن بلا بالا گرفته
بلا اندر زمین بالا گرفته
هوش مصنوعی: در اینجا مصیبت و بلا به حدی افزایش یافته که هم در آسمان و هم در زمین تأثیرات شومی به جا گذاشته است.
حذر کن شهسوار از آب چشمم
که سیلش کوه تا صحرا گرفته
هوش مصنوعی: مواظب باش، ای دلاور، از اشکهای من که به مانند سیلابی است که کوهها را به دشت میرساند.
اگر نه مردم آبی است چشمم
نشیمن از چه در دریا گرفته
هوش مصنوعی: اگر چشمانم آبی نبود، پس چرا دلخوشی و آرامشم را در دریا جستجو میکردم؟
زمخموری چشمت شب خبر داشت
که بر کف ساغر صهبا گرفته
هوش مصنوعی: چشمان تو در حال مستی شب را با خبر کردهاند که بر لبه ی کاسه شراب نشسته است.
چو پروانه زجانش نیست پرا
کسی کاو یاربی پروا گرفته
هوش مصنوعی: مانند پروانهای که از جان خود بیخبر است، کسی که از عشق و محبوبش نمیهراسد و برای او بیپروا میجوشد.
زتو خورشید کسب نور کرده
زمن یاد این هنر حربا گرفته
هوش مصنوعی: از تو خورشید نور میگیرد و من به خاطر این هنر تو، حیران و شگفتزدهام.
از این سوز نهانی شمع آسا
مرا آتش زسر تا پا گرفته
هوش مصنوعی: از این درد پنهان که مثل شمع درونم را سوزانده، آتش از سر تا پا وجودم را فرا گرفته است.
زسنگ خاره سیم آرند بیرون
بسیمت جا چرا خارا گرفته
هوش مصنوعی: از سنگهای سخت و بیارزش نقره بیرون میآورند، پس چرا در مکان تو این سنگهای سخت را نگه داشتهاند؟
عبث مجنون بحی لیلا چه جوئی
که کوه و دشت را لیلا گرفته
هوش مصنوعی: اینکه مجنون به دنبال لیلا میگردد بیفایده است، زیرا عشق و یاد او همه جا، حتی در کوهها و دشتها، حاضر و قابل مشاهده است.
بخون کیست چشمت داده فتوی
که رخسارت زخط طغرا گرفته
هوش مصنوعی: ببین چه کسی به چشمانت اجازه داده که درباره زیباییات تصمیم بگیرد که چهرهات از خط زیبای طغرا جدا شده است.
بسودای سر زلف تو سر داد
زسر آشفته این سودا گرفته
هوش مصنوعی: عشق و شیفتگی به زیبایی و جذابیت موهای تو باعث شد که از آرامش خود فاصله بگیرم و دچار آشفتگی شوم.
بخاک آستان طوس منزل
میان عقبی و دنیا گرفته
هوش مصنوعی: مکانی در خاک طوس که مرز بین دنیا و آخرت را در بر گرفته است.
به دستی میزند بر سر ز حسرت
به دستی دامن مولا گرفته
هوش مصنوعی: کسی از شدت حسرت به سرش میزند و با دست دیگرش دامنِ مولایش را میگیرد.