برگردان به زبان ساده
بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه
بجز رویت بهشت و جز لب لعل تو کوثر نه
هوش مصنوعی: جز زلف تو هیچ چیز دیگری را نمیپرستم و جز چشمان تو هیچ جادوگری را نمیشناسم. به جز چهرهات، بهشتی در کار نیست و جز لبهای لعل تو، هیچ چیز دیگری را نمیتوانم بپرستم.
بدست چشم مستت زابروان تیغ دو سر دیدم
بجز در پنجه حیدر سر تیغ دو پیکر نه
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو مانند تیغی دو لبه است که در دستان حیدر (علی) قرار دارد و هیچ چیز دیگری جز این تیغ در دستان او نخواهد بود.
نی خامه شکر ریزد زوصف آن لب شیرین
مگو غیر ازنی هندوستان را هست شکر نه
هوش مصنوعی: نی خامهای دارد که شکر میریزد و از توصیف لبهای شیرین سخن میگوید. اما غیر از نی هندوستان، شکر دیگری وجود ندارد.
اگر ای دست حق دستم نگیری از سر رحمت
زخیل ممکناتم هست گوئی یار و یاور نه
هوش مصنوعی: اگر ای دست خداوند به من یاری نرسانی، با وجود تمام شایستگیها و ظرفیتهایم، به نظر میرسد که یاری و همراهی ندارم.
بپاداش عمل آشفته را دوزخ بود درخور
ولی با عفو جام تو مرا این حرف باور نه
هوش مصنوعی: در ازای عمل نادرستم، عذاب دوزخ شایستهی من است، اما با بخشش تو، اعتقادی به این حرف ندارم.