برگردان به زبان ساده
ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه
آن به بیداری بریزد خون و آن اندر سنه
هوش مصنوعی: ای بر لب تو خون مردم جاری است و چشمت به آن تشنه است، در حالی که خواب آلودی و این جریان خون در سالهای گذشته ادامه دارد.
جوشن ترکان غازی آهنین شد تا کمر
بر تو عنبر شد زره از فرق سر تا پاشنه
هوش مصنوعی: در این شعر به تصویر کشیده شده که زره و تجهیزات جنگی ترکان به قدری محکم و مقاوم است که انگار آهنی میباشد و به شکل آرایشگری درخشان به تن کردهاند، به همین دلیل تا کمر به زیبایی جلوه میکند. این زره از سر تا پای شخص را پوشش داده و به او قدرت و شکوه خاصی میبخشد.
مردم دیده غلط پنداشت خطی بر رخت
آه مشتاقان اثر کردت مگر در آینه
هوش مصنوعی: مردم به اشتباه تصور کردند که نشانی از عشق بر چهرهات نقش بسته است، اما آیا این تنها در آینه دیده میشود؟
ماه و خور پروانهسان آیند بر بام و درت
گر بتابد پرتو شمعت شبی از روزنه
هوش مصنوعی: اگر نور شمع تو شبی از روزنه بتابد، ماه و خورشید مانند پروانه به سوی بام و در تو خواهند آمد.
پارس را کرده مسخر غمزه جادوی تو
تاخت آرد بر سپاهان ترک چشمت یکتنه
هوش مصنوعی: پارس را به زبانی ساده اینطور میتوان فهمید که جاذبه و زیبایی تو چنان تاثیرگذار است که میتواند حتی بر لشکرهای بزرگ و قدرتمند تأثیر بگذارد و آنها را تحتتأثیر قرار دهد، به طوری که تنها یک نگاه از چشمانت کافی است تا دنیایی را به حرکت درآورد.
سوخت زآه آتشیم خرقه و نبود عجب
لاجرم آتش فتد در پنبه از آتشزنه
هوش مصنوعی: ما در اثر آه و نالههای خود دچار سوختگی شدهایم و باور کنید که این جای تعجب نیست. به همین دلیل است که آتش از یک جرقه، به پنبه سرایت میکند.
تا کجا یرغو برم از ترک چشم کافرت
خون هر مؤمن به گردن دارد و هر مؤمنه
هوش مصنوعی: تا کجا باید از نگاه تو بگریزم، که هر مؤمن در گردن تو حق خون خود را دارد؟
وارهاند جان آشفته از این خونخوارگان
آنکه سلمان را گرفت از شیر دشت ارژنه
هوش مصنوعی: جانی که در آشفتگی است، باید از این خونخواران دوری کند، زیرا همان کسی که سلمان را از دندان شیر دشت ارژنه نجات داد، به او کمک خواهد کرد.
اندر آن معرض که تابد آفتاب روز حشر
جز به زیر سایهات ما را پناهی هست نه
هوش مصنوعی: در روز قیامت که آفتاب در اوج خود میتابد، جز به زیر سایهات، هیچکجا برای ما پناهگاهی وجود ندارد.