برگردان به زبان ساده
شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
خلق سرمت از آن مست شراب آلوده
هوش مصنوعی: شهر پرجنب و جوش است، اما مردم آن در خواب و غفلت به سر میبرند. این حالتی است که به دلیل نوشیدن شراب، غرق در ناهشیاری هستند.
جز دو چشم تو که صد قافله دل بسته به بند
نشنید است کسی رهزن خواب آلوده
هوش مصنوعی: به جز چشمان تو، کسی نیست که صدها قافله دل را به بند کشیده باشد، همچنان که خوابآلود به سر میبرد.
زاهد وعارف و عامی زنگاه تو خراب
نبود کس که نشد از تو خراب آلوده
هوش مصنوعی: هیچکس از زاهد، عارف یا عامی در نظرت خراب و آلوده نیست، زیرا همه آنها تحت تأثیر و جذبه تو قرار دارند و از وجود تو سرشارند.
گر به پیرانه سرم شب ببر آئی سرمست
سازیم باز به تشریف شراب آلوده
هوش مصنوعی: اگر در پیری و شب تنها به سراغم بیایی، مرا سرمست و شادمان میکنی و دوباره با شراب مدهوش میسازیم.
گر حصاری زولای تو بود گرد جهان
هیچ طوفان نکند خاک بآب آلوده
هوش مصنوعی: اگر دور تو دیواری باشد، هیچ طوفانی نمیتواند خاک را به آب آغشته کند.
من گرفتم نکنم دعوی خونم بر خلق
چه توان کرد بآن دست خضاب آلوده
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتهام که از خون خودم شکایت نکنم، زیرا مردم چه کار میتوانند با دستانم که به رنگ خون آلوده است، بکنند؟
شعر رنگین و تر آشفته گرت میباید
دفتر خویش بکن ازمی ناب آلوده
هوش مصنوعی: اگر میخواهی شعرت زیبا و پرشور باشد، باید دفتر نوشتههایت را از هر نوع آلودگی و ناخالصی پاک کنی.
نبری ذوق از آن لب که برد نام رقیب
نوش داروست پس از زهر مذاب آلوده
هوش مصنوعی: از لبی که نام رقیب را میبرد، لذت نبری؛ چون پس از زهر، نوش دارویی است که آلوده به خشم و کینه است.
هر کرا حب علی نیست بدیوان عمل
دفتر اوست بدیوان حساب آلوده
هوش مصنوعی: هر کس که محبت الهی در دلش نیست، در دفتر اعمالش صفحهای پر از خطا و گناه دارد.
گر برانی زسگان در خویشم بعتاب
سر نهادیم بر آن حکم عتاب آلوده
هوش مصنوعی: اگر مرا از خود برانی، همچنان که در خودم هستم، سرنوشتم را به انتقاد و سرزنش پیش میبرم و در برابر آن قضاوت و سرزنش آلوده میمانم.
ممکن است و نگرفته است صفات امکان
بوتراب است نگشته به تراب آلوده
هوش مصنوعی: امکان وجود دارد، اما آن ویژگیها هنوز به آن حالت نرسیدهاند. مانند اینکه چیزی که در خاک نرفته، هنوز به آن خاک آغشته نشده است.