برگردان به زبان ساده
گوی داند که به چوگان کسی افتاده
که به سر رفته به میدان و بسی افتاده
هوش مصنوعی: گوی میداند که در بازی چوگان، فردی به زمین افتاده و به میدان آمده و بسیاری دیگر نیز به زمین خوردهاند.
حالت عاشق بی دین و دل آری داند
هر که را کار دل و دین بکسی افتاده
هوش مصنوعی: هر کسی که در دل خود عشق و وابستگی را تجربه کرده باشد، میداند که عشق میتواند انسان را از ایمان و دینش دور کند و به چالش بکشد.
همه تن حیرتم از آب و هوای ره عشق
که هما از چه شکار مگسی افتاده
هوش مصنوعی: من همه وجودم پر از شگفتی است از شرایط و حال و هوای راه عشق، که پرندهی زیبای هما چگونه به دام مگس افتاده است.
دل مجنون بفغان ناقه لیلاش زپی
کاروان از پی بانگ جرسی افتاده
هوش مصنوعی: دل مجنون از صدای شتر لیلی به شدت نگران و ناراحت شده و در پی کاروانی است که در حال حرکت است. او به خاطر این صدا اشک و فغان میکند و تمام وجودش را این احساس پر کرده است.
دل ببوی سر زلف تو شکار نظر است
درد شب بین که بدست عسسی افتاده
هوش مصنوعی: دل به زیبایی موهای تو عاشق شده است. در شبهای تار، این دل مانند طعمهای در دست نگهبانی گرفتار شده است.
عقل اندوخته خرمن بره پرتو عشق
در ره برق عجب مشت خسی افتاده
هوش مصنوعی: عقل به مانند انباری پر از بره، توانایی و دانایی را جمعآوری کرده است، ولی نور عشق به شکلی خیرهکننده در راهی درخشیده است که انسان را به حیرت و تعجب وا میدارد. در این مسیر، انسانهای متوسط و بدون دانش به زمین میافتند.
توئی آن نور که از طور ولایت جستی
که کلیمت بشعاع قبسی افتاده
هوش مصنوعی: تو همان نوری هستی که از کوه ولایت تابید و کلامت مانند شعلهای از آتش روشنایی دارد.
غم فردا مخور آشفته که کارت بعلیست
دادخواهی به عجب دادرسی افتاده
هوش مصنوعی: نگران فردا نباش و خود را پریشان نکن، چرا که کارت را به دست کسی سپردهای که به شکلی شگفتانگیز عدالت را برقرار میکند.