برگردان به زبان ساده
آید از عشق کار شایسته
من و آن کار بار شایسته
هوش مصنوعی: از عشق، کارهای شایستهای برای من به وجود میآید و آن کارها، به درستی انجام میشوند.
روزگاری بعشق کردم سر
یاد از آن روزگار شایسته
هوش مصنوعی: زمانی عاشق بودم و به یاد آن روزهای خوب و شایسته افتادم.
فاش کردند سر حق عشاق
گو بیاد آر دار شایسته
هوش مصنوعی: آشکار کردند واقعیت عشق را، پس ای دوست، به یاد بیاورید که چه چیزهایی شایسته است.
نیست هر دغدار بنده عشق
منم آن داغدار شایسته
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق دچار رنج و غم است، من آن شخصی هستم که حقایق این عشق را به درستی درک کردهام و در این احساس شایسته میباشم.
هر بهاری خزان زپی دارد
جسته ام نوبهار شایسته
هوش مصنوعی: هر بهاری پس از خود پاییزی دارد، من به دنبال بهاری مناسب و شایسته هستم.
بختی عقل را ززلف بتان
شد به بینی مهار شایسته
هوش مصنوعی: سرنوشت آینده عقل که به زیباییهای زلف معشوقان وابسته است، به گونهای است که به لحاظ مناسبتی، شایستگی خاصی دارد.
گر هزاران حدیث گل گویند
نبود چون هزار شایسته
هوش مصنوعی: اگر هزاران داستان درباره گل گفته شود، هیچکدام به زیبایی و شایستگی خود گل نمیرسد.
میرسد کاروان مصر زراه
سرمه کن زآن غبار شایسته
هوش مصنوعی: کاروان مصر به زودی میرسد، بنابراین خود را آماده کن و از آن غبار پاکیزهای که به همراه دارد استفاده کن.
مدعی رفت جهد کن که بود
وقت بوس و کنار شایسته
هوش مصنوعی: مدعی رفت و حالا فرصت را غنیمت بشمار که زمان مناسب برای عشق و محبت است.
کشت دردسرم بده ساقی
زآن می بی خمار شایسته
هوش مصنوعی: ساقی، به من می بده که بیخیالی و سرمستی را تجربه کنم، بگذار غم و مشکلهایم را فراموش کنم.
کسوت حسن نیکوان یا رب
از چه پود است و تار شایسته
هوش مصنوعی: ای پروردگار، لباس زیبایی و خوبی نیکان از چه رشته و تارهایی بافته شده است؟
داری آشفته چون قرار بعشق
بگذر زآن قرار شایسته
هوش مصنوعی: اگر در حیات دچار ناآرامی هستی و به خاطر عشق مضطربی، بهتر است این آرامش ظاهری را کنار بگذاری و به عمق احساساتت بپردازی.
که بود عشق پرتو ازلی
علی آن پرده دار شایسته
هوش مصنوعی: عشق به عنوان نوری که از آغاز وجود داشته و به وسیله علی، که شایستهترین پردهدار است، نمایان میشود.