برگردان به زبان ساده
بتیکه قامت او سرو را بماند راست
خمیده زلف گرهگیر او چو قامت ماست
هوش مصنوعی: دختری که قامتش همچون درخت سرو صاف و بلند است، اما زلفهای زیبایش به گونهای است که به نظر میرسد کمی خمیده باشد، همچون قامت ما.
ز روی او برِ صورتگر از خیال و نشان
خیال حور بهشت و نشان ماه سماست
هوش مصنوعی: از چهرهاش، هنرمند به زیبایی و نشانههایی چون خیال حوریان بهشت و زیبایی ماه آسمانی پی برده است.
نماز شام که رفت آفتاب سوی نشیب
بر من آمد ماهی که ناروَن بالاست
هوش مصنوعی: نماز شام که تمام شد، آفتاب به سمت افق رفت و بر من آشکار شد ماهی که در آسمان بالا است.
درآمد از سرکوی و در سرای بزد
سرای وکوی به رویش چو آفتاب آراست
هوش مصنوعی: از کوچه عبور کرد و به خانه رسید، خانهای که به زیبایی آفتاب زینت یافته بود.
به گرد چهرهٔ او در دو زلف او گفتی
کهگرد لاله دو چنبر ز عنبرساراست
هوش مصنوعی: به دور چهرهٔ او، زلفهایش را مثل دو حلقهٔ لاله تصور کردی که بوی خوش عنبر را میدهند.
همی فشاند سر زلف بر دو عارض خویش
بر آفتاب تو گفتی همی زره پیداست
هوش مصنوعی: زلفهای پر رمز و راز او همچون زرهای در برابر آفتاب درخشش دارد. گویا آفتاب به زیبایی و نور آن زلفها اشاره کرده و به خوبی نمایان است.
چو زلف و روش بدیدم مرا یقین شد باز
که زیر دامن هاروت زُهرهٔ زهراست
هوش مصنوعی: وقتی موها و چهرهاش را دیدم، مطمئن شدم که زیر دامن هاروت، زیبایی خاص و درخشانی نهفته است که به زهرای پاک مربوط میشود.
چو عزم رفتن من دید و زاد راه سفر
فرو نشست توگویی قیامتی برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که او متوجه شد من قصد سفر دارم، به شدت نگران شد؛ انگار که دنیایی خراب شده و واقعا نمونهای از قیامت را تجربه کرده است.
ز روی و موی چو گلنار و چون بنفشه نمود
فزود گونهٔ گلنار و از بنفشه بکاست
هوش مصنوعی: صورت و موی او مانند گلنار زیبا و مانند بنفشه دلربا است، اما زیباییاش بیشتر میشود و از زیبایی بنفشه کاسته میشود.
به گونهٔ رخ او بر سرشک او گفتی
که بر عقیق پراکنده لؤلؤ لالاست
هوش مصنوعی: رخسار او به قدری زیباست که گویی اشکهایش همچون مرواریدهای درخشان بر روی سنگ عقیق پخش شدهاند.
به مهرگفت بهسوی سفر همی چه روی
که در سفر خطر صعب و کارهای خطاست
هوش مصنوعی: به مهر گفت: وقتی به سفر میروی، چه کار لازمی باید انجام دهی که با خطرات و مشکلاتی که در سفر وجود دارد، روبرو نشوی؟
گمان برم که جفا بر حَضَر گزیدستی
که اختیار سفر بر حضر نشان جفا است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو با بیمحبت و ظاهری از روی بیاعتنایی، زندگی در شهر را انتخاب کردهای، زیرا این انتخاب نشاندهندهی بیتوجهی به افرادی است که در کنار تو هستند.
عِنان بتاب و متاب این دلم به آتش غم
که بر دلم ز غبار تو صدهزار عَناست
هوش مصنوعی: عزیزم، به خودت مسلط باش و از این دل غمگین من دور نشو. دل من به خاطر غم تو به شدت در آتش میسوزد و از غبار یاد تو پر شده و بار این یاد سنگینتر از هزار مشکل است.
نهگر ز وصل من و شهر خویش سیر شدی
پس این شتافتن و زود رفتن تو چراست
هوش مصنوعی: اگر از پیوستگی من و دیار خود خسته شدهای، پس چرا با این شتاب و عجله از کنار من میروی؟
وگر به صحبت یکساله کردهای بیعت
همیکجا شوی اکنون و بیعت توکجاست
هوش مصنوعی: اگر یک سال با کسی صحبت کردهای، پس حالا کجا رفتهای و پیمان تو با او کجاست؟
جواب دادم کاندر سفر خطر باشد
ولیکن این سفری کش نتیجه نور و نواست
هوش مصنوعی: پاسخ دادم که هر سفر ممکن است خطرهایی داشته باشد، اما این سفری است که نتیجهاش نور و شادی است.
ضرورت است مرا رفتن از حضر به سفر
ضرورت سفر دوستان نشان وفاست
هوش مصنوعی: بر من لازم است که از اینجا به سفر بروم، چرا که سفر با دوستان، نشانهای از وفاداری است.
به راه عِزّ و شرف پویم از ره عزلت
که عِزّ و عُزلت هر دو بهم نپاید راست
هوش مصنوعی: به دنبال افتخار و شرافت هستم و از تنهایی و انزوا دوری میکنم، زیرا هیچگاه نمیتوان همزمان به عزت و انزوا دست یافت.
بود سفر به سعادت مرا چو بار دگر
ز روزگار امید و زکردگار قضاست
هوش مصنوعی: سفر من به سوی خوشبختی و سعادت، بار دیگر به امید و تقدیر روزگار بستگی دارد.
مگر همی نشناسی که در زیادت و جاه
پناه من به خداوند سیدالرؤساست
هوش مصنوعی: آیا نمیدانی که در زمانی که به خاطر مال و مقامم سربلند هستم، تنها پناهگاه من خداوند، آقای بزرگواران است؟
معین مملکت شهریار نیک اختر
که فرّ دولت نیکاختران بدو پیداست
هوش مصنوعی: در این متن به ویژگیهای مثبت و برجستهی شهریار و سرزمینش اشاره شده است. به وضوح مشخص است که سرنوشت خوش و موفقیتهای بزرگ در زندگی او و کشورش نمایان است.
ابوالمحاسن کاحسان بزرگ نام بدوست
مُحَمّد آنکه محامِد بدو تمام بهاست
هوش مصنوعی: ابوالمحاسن، که حسن بزرگ نامیده میشود، محمد است، که تمام زیباییها و خوبیها در او جمع شده است.
بزرگواری کاندر کمال قدرت خویش
نه ایزدست و چو ایزد بزرگ و بیهمتاست
هوش مصنوعی: شخصی را میستاید که با وجود داشتن قدرت زیاد، بزرگوار و با اراده است و به هیچ عنوان به خود مغرور نمیشود. او به گونهای است که مانند ایزد، بزرگ و منحصر به فرد است.
هوا خلاف زمین آمد و عجب دارم
که حکم او چو زمیناست و طبع او چو هواست
هوش مصنوعی: هوا با زمین به طرز عجیبی متفاوت شده و من متعجبم که چرا دستور و قوانین او شبیه زمین است در حالی که ماهیت و طبیعتش مانند هواست.
چو بگذری ز خدای و خدایگان جهان
یقین شناس که بر هرکه هست کامرواست
هوش مصنوعی: وقتی از خدا و فرمانروایان دنیا بگذری، به یقین کسی را بشناس که همیشه خوشبخت و کامرواست.
ستارهٔ کَرَم است و نتیجهٔ خردست
نشانهٔ هنرست و یگانهٔ دنیاست
هوش مصنوعی: ستارهٔ بخشندگی و نتیجهٔ دانش است، نمایانگر هنر و یکتایی در دنیاست.
ز بخت خویشتن و شاه عالم است بزرگ
چو شاه عالم و چون بخت خویشتن بُرناست
هوش مصنوعی: نیکبختی و شادکامی به خود انسان و به جایگاه او در جهان وابسته است. وقتی که فرد به خوبی از امکانات و فرصتهای خود بهرهبرداری کند و جوانی و انرژی در زندگی داشته باشد، میتواند به بالاترین موفقیتها دست یابد.
حمایلِ سپرش بند چنبر فلک است
کواکبِ کمرش عِقد گردن جَوزاست
هوش مصنوعی: حملونقل سپر او به مانند دایرهای است که آسمان را در بر گرفته و ستارهها در این دایره مانند گردنبندهای زیبایی به دور گردن درخت جوز میچرخند.
بلند بختا، نیک اخترا، خداوندا
در تو قبلهٔ آلاء و کعبهٔ نَعماست
هوش مصنوعی: ای خوشبختان و نیکوکاران، ای خداوند، در تو مامن همه خوبیها و کعبهی نعمتهاست.
بزرگ حضرت و درگاه تو بزرگان را
شریف چون حَجَرالاسوَد و مِنا و صَفاست
هوش مصنوعی: حضرت شما به قدری بزرگ و باعظمت است که بزرگترین افراد نیز در پیشگاه شما مقام و ارزش فراوانی دارند، همانطور که حجر الأسود و مکانهای مقدس در مناسک حج جایگاه ویژهای دارند.
اگر لقا و دل اقبال و بخت را سبب است
لقا خجسته تو داریّ و دلگشادهتر است
هوش مصنوعی: اگر دیدار و خوششانسی و تقدیر عوامل شادکامی هستند، پس تو در دیدارت خوششانس هستی و دلها به خاطر تو بیشتر از همه شاد و گشودهاند.
وجودِ علوی و سِفلی در آنگشاده دَرَست
مراد کلّی و جزئی در آن خجسته لقاست
هوش مصنوعی: وجود بلند و فرود به خوبی در آن نمایان شده است و هدف کلی و جزئی در این ملاقات با سعادت است.
ز مهتران وکریمان که ما شنیدستیم
کرم تورا سزد و مهتری تورا زیباست
هوش مصنوعی: از بزرگترها و بخشندهها که ما شنیدهایم، شایسته است که بزرگواری و سخاوت تو به چشم آید و زیباییات ستایش شود.
ز دولت تو من این معجزات دیدستم
که هر یکی عَلَم نسل آدم و حوّاست
هوش مصنوعی: با لطف و بزرگواری تو، من نشانههای شگفتانگیزی را مشاهده کردهام که هر کدام نمایانگر نسل آدم و حوا هستند.
به نزد مردم عاقل مراد عقل تویی
ز هر چه گردون تأثیر کرد و ایزد خواست
هوش مصنوعی: در نظر افراد خردمند، هدف و مقصود تو عقل توست که تحت تأثیر هر چیزی که در جهان میگذرد و خواست خداوند است.
شکفته شد بهر آنجا که همت تو رسید
به عقل و طبع مگر همت تو باد صباست
هوش مصنوعی: هرگاه به جایگاهی رسیدی که همت و ارادهات به آنجا میرسد، آن جا به مانند گل باز میشوید؛ آیا همت تو مانند نسیمی است که باعث شکوفایی میشود؟
از آنکه جود به از تو جواد نشناسد
تورا به جود و به تو جود را همیشه رضاست
هوش مصنوعی: از آنجا که کرم و بخشش از تو برتر نیست، تو را به خاطر بخشندگیات نمیشناسد و همواره مهربانی و رضا در بخشش تو وجود دارد.
تورا ز نعمت عُقبی همی مدد باید
که هر چه هست به دنیا تو را مراد عطاست
هوش مصنوعی: برای رسیدن به نعمتهای آخرت به کمک و حمایت تو نیاز است، چرا که هر چیزی که در دنیا وجود دارد، مقصود و آرزوی تو عطا و بخشش است.
چو شب نمایدکِلک تو بر صحیفهٔ روز
اگر ستاره فشاند به تو سپهر، سزاست
هوش مصنوعی: هنگامی که شب به پایان میرسد و تو مانند نشانهای بر صفحهٔ روز ظاهر میشوی، اگر آسمان نیز به تو نیکی کند و ستارهای به تو عطا کند، شایسته است.
زکلک تو به جهان در بدیعتر چه بود
که اَبکَم سخن آرای و اَکمه بیناست
هوش مصنوعی: از ترفندهای تو چیزی در جهان بدیعتر نیست، زیرا تو از قدرت بیان بیبهرهای ولی دیدگاهت روشن است.
چو دربنان تو پیدا شود گمان که مگر
کلید جنّت فردوس در ید بیضاست
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو نمایان شود، به نظر میرسد که انگار کلید بهشت در دست کسی است.
توییکه مرتبهٔ تو بهکبریای شهی است
مخالفان تو را مرتبه به کبر و ریاست
هوش مصنوعی: تو در مرتبهای هستی که به بزرگی و عظمت یک فرمانروای بزرگ میمونی، در حالی که مخالفان تو تنها به مقام و قدرت خود میبالند.
به نصرت و ظفر اندر تویی چو اسکندر
اگر چه خصم تو درگیر و دار چون داراست
هوش مصنوعی: چنانکه اسکندر در پیروزی و موفقیت است، تو هم در نصرت و پیروزیات هستی، حتی اگر دشمن تو در جنگ و نبرد به شدت مشغول باشد.
نَعَم ز جود تو عزّ ولیّ و ذلّ عدوست
بلی ز لفظ تو نفی ملال و دفع بلاست
هوش مصنوعی: بخشی از سخن دربارهی سخاوت و بخشش توست که باعث عزت دوستان و خفت دشمنان میشود. همچنین، کلام تو به گونهای است که هرگونه کسالت و مشکلات را از بین میبرد و آرامش به ارمغان میآورد.
نعیم جود تو در سر چو روح نفسانی است
خیال مهر تو در دل چو نقطهٔ سوداست
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو برای جانم مانند روحی است که به آن حیات میبخشد، و تصور عشق تو در دل مانند نقطهای از منفعت و سود برایم است.
زکردگار جهان هر چه یافتی امروز
یقین بدان که نشان زیادت فرداست
هوش مصنوعی: هر چیزی که امروز از خداوند دریافت کردهای، بدان که اینها نشانههایی از نعمتها و برکات بیشتری است که در آینده در انتظار توست.
خرابهای زمین از تو گردد آبادان
به دولت تو شود شهر هرکجا صحراست
هوش مصنوعی: ویرانههای زمین با مدد تو به آبادانی میرسند و به برکت تو هرجا که بیابان باشد، به شهری جدید تبدیل میشود.
عجب مدار که از دولت تو پنج بود
چهار طبع که در زیرگنبد خضراست
هوش مصنوعی: تعجب نکن که با وجود قدرت تو، فقط چهار طبع وجود دارد، در حالی که زیر آسمان سبز، چنین حالتی به وجود آمده است.
بر مبارک تو یافتم جهان هنر
دل تو دریا دیدم که اصل جود و سخاست
هوش مصنوعی: من در دنیای هنری که تو خلق کردهای، توانستم زیبایی و عظمت دل تو را ببینم؛ دل تو مانند دریاست که سرشار از سخاوت و generosity است.
به گرد دریا بس چون محیط گشت جهان
اگر محیط به گرد همه جهان دریاست
هوش مصنوعی: وقتی به دور دریا نگاه میکنی، متوجه میشوی که دنیا همچون یک محیط بزرگ است. اگر بخواهی به دور همه جهان بچرخیم، در واقع دریا همانند محیطی است که همه چیز در آن قرار دارد.
آیا ستوده ولی نعمتی که گاه سخن
ثناگر تو زبهر تو مُستَحِقّ ثناست
هوش مصنوعی: آیا تحسین میکنی نعمت تازهای را که گاه کلام ستایشگر تو لایق ستایش آن است؟
به دولت تو خداوند در صِناعت شعر
جواز دولت من بنده برتر از جوزاست
هوش مصنوعی: با لطف و نعمت تو خداوند، در فن شعر مجوزی دارم که مرا به مقام و منزلتی برتر از جوز میرساند.
همی ز منزلت و جاه من سخن گویند
بهر کجا که در آفاق مَجمعُالشّعراست
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و مرتبهام، در هر جایی که شاعران گرد هم میآیند، دربارهام صحبت میشود.
اگر به جان و تن از خدمت تو بودم دور
دلم تو داشتی و بر دلم خدای گواست
هوش مصنوعی: اگرچه از جسم و جانم از خدمت تو دور هستم، اما تو در دل من حضور داری و بر دلم خداوند شاهد است.
تو آفتابی و از قوّت تو در هر وقت
بهسان آتش رخشنده طبع من والاست
هوش مصنوعی: تو مانند خورشیدی و نیروی تو باعث میشود که همیشه طبع و روح من مانند آتش درخشان باشد.
از آفتاب به قوّت همی رسد آتش
وگرچه گوهر آتش زآفتاب جداست
هوش مصنوعی: آتش از نور خورشید توان و قدرت میگیرد، هرچند که خود آتش، جزئی جدای از خورشید است.
همیشه تاکه ز حکم خدای وگردش چرخ
گهی صلاح و بقا و گهی فساد و فناست
هوش مصنوعی: همیشه باید توجه داشت که طبق اراده خدا و تغییرات زمان، گاهی حالتی مثبت و ماندگاری وجود دارد و گاهی هم شرایطی منفی و زوال پیدا میشود.
همه فساد و فنا باد دشمنان تو را
که دوستان تو را خود صلاح هست و بقاست
هوش مصنوعی: همه مشکلات و نابودی به سمت دشمنان تو باد، زیرا دوستان تو خودشان خیر و ماندگاری دارند.
دعای خلق به نیکی رساد در تن تو
که داعی تو بهرحال مُستَجاب دعاست
هوش مصنوعی: دعای مردم به نفع تو تأثیر دارد، چرا که تو همیشه دعایی هستی که پاسخ آن به یقین داده میشود.