برگردان به زبان ساده
ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکم
ای فایدهٔ خلق در احسان تو مدغم
هوش مصنوعی: ای پایه و اساس سلطنت، تو به فرمانت استوار و محکم هستی؛ ای نیکی و فایدهٔ انسانها، در احسان و محبت تو پنهان و مستتر میباشی.
پیدا شده در کُنیت و نام و لقب تو
فتح و ظَفَر و نصرت و فخر همه عالم
هوش مصنوعی: نام و لقب تو پر از نشانههای پیروزی، نصر و افتخار برای تمام جهانیان است.
چون نور تو از جوهر آدم بنمودند
ابلیس شد از غیرت تو دشمن آدم
هوش مصنوعی: زمانی که نور تو از ذات آدم ظاهر شد، ابلیس به خاطر غیرت تو، به دشمنی آدم برخاست.
تا خاتم اقبال در انگشت تو کردند
بر خصم تو شد گیتی چون حلقهٔ خاتم
هوش مصنوعی: وقتی که شانس و اقبال به تو روی آورد و تو را در دست بگیرد، دنیا تماماً تحت تأثیر قدرت تو قرار میگیرد، مانند اینکه جهان به یک حلقهٔ انگشتری تبدیل میشود که تو در آن ولی فرمانروایی.
آصف صفتی در هنر خویش ولیکن
کردند در انگشت تو انگشتری جَم
هوش مصنوعی: آصف در هنر خودش ویژگی خاصی داشت، اما دیگران در انگشت تو جواهری را قرار دادند که نشاندهندهی ارزش و زیبایی است.
جُودِ تو چو روزست در آفاق مقرر
رای تو چو عقل است بر افلاک مقدم
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو مانند روزی روشن در سراسر جهان پخش شده است. نظری که تو داری همانند عقل و خرد است، که بر بالای آسمانها قرار دارد.
از رای تو بودست ید موسیِ عِمران
و ز جود تو بوده است دمِ عیسیِ مریم
هوش مصنوعی: از نظر تو، عصای موسی به قدرت او بوده و بخشندگی تو باعث دمیدن روح در عیسی، پسر مریم شده است.
انواع سعادت ز جبین تو برد چرخ
اقسام سخاوت ز یمین تو بردیم
هوش مصنوعی: سعادتهای مختلف از پیشانی تو گرفته شده و انواع بخششها از دست راست تو به دست آمده است.
آثار خرد بی تو بود مُهمل و مُوقوف
اسباب هنر بیتو بود مشکل و مُبْهم
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، نشانههای خرد بیفایده و بلااستفادهاند و ابزارهای هنر در غیابت تو، دشوار و نامشخص به نظر میرسند.
گو خیز و ببین جسم تو آن کس که ندیده است
اقبال مصوّر شده و بخت مُجَسّم
هوش مصنوعی: برو و ببین که وجود تو همان کسی است که شانس و خوشبختی به صورت عینی و ملموس در برابر تو ایستادهاند.
آنجا که تفاخر بود از دانش و بخشش
باشند ز تو سائل و مداح تو مُنْعَم
هوش مصنوعی: در جایی که خودخواهی و فخر به دانش و سخاوت وجود داشته باشد، لازم است که دیگران از تو درخواست کنند و تو را ستایش کنند که نعمتهایی از جانب تو به آنها رسیده است.
ز اندیشهٔ مداح بود دانش تو بیش
ز اندیشهٔ سائل نبود بخشش تو کم
هوش مصنوعی: از تفکر و نگرش ستایشگر، دانش تو بیشتر است و از تفکر درخواستکننده، بخشش تو کمتر است.
از دیدن کام تو شود حاسدت اکمه
درگفتن نام تو شود حاسدت اَبْکم
هوش مصنوعی: وقتی کسی از خوشی و موفقیت تو باخبر میشود، حسادتش به او اجازه انجام هیچ کاری را نمیدهد و در برابر نام تو از شدت حسادت، زبانش بند میآید.
دولت نپسندد که نهد حاسد تو دام
و ایزد نگذارد که زند دشمن تو دم
هوش مصنوعی: خوشی و خوشبختی نمیپسندند که حسادتهای دیگران مانع تو شود و خدا اجازه نخواهد داد که دشمنان تو آسیب بزنند.
گر جود تو بر وادی زم چشم گشاید
بر وادی زم رشک برد چشمهٔ زمزم
هوش مصنوعی: اگر بخشش و مهربانی تو بر دشت زم وجود پیدا کند، چشمهٔ زمزم از آن حسادت خواهد کرد.
ور بر سر روباه فُتَد سایهٔ عدلت
روباه به هم برشکند پنجهٔ ضیغم
هوش مصنوعی: اگر سایهٔ عدالت بر سر روباه بیفتد، او با پنجهٔ شیر به هم میشکند.
ای بار خدایی که همه بار خدایان
در صف نعال اند و تو را صدر مسلم
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، تو آن خدایی هستی که تمام دیگر خدایان در برابرت قرار گرفتهاند و تو در جایگاه اعلای خود قرار داری.
همچون صدف و نافه پر از گوهر و مشک است
وصاف تورا خاطر و مداح تورا فم
هوش مصنوعی: شما مانند صدفی هستید که پر از جواهر و عطر است، و سخنانی که از دهانتان بیرون میآید، ستایشکنندهی شماست.
گر روشن و مشموم بود مدح تو نشگفت
درگوهر و در مشک بود روشنی و شم
هوش مصنوعی: اگر ستایش تو درخشان و خوشبو باشد، شگفتی نخواهد بود؛ زیرا روشنایی و عطر در عطر و جواهر نهفته است.
تا سایهٔ اقبال تو بر فرق من افتاد
من بنده عزیزم به همهجا و مکرم
هوش مصنوعی: زمانی که شانس و اقبال خوب تو به من رسید، من به عنوان یک بندهی ارزشمند و محترم در هر جایگاهی قابل احترام شدم.
طبعم به تو صافی شد و شعرم به تو عالی
چشمم به تو روشن شد و جانم به تو خرم
هوش مصنوعی: حس و حال من به خاطر تو به وضوح رسید و شعرهایم زیباتر شد. چشمانم به روشنی تو روشن شد و روح و جانم با وجود تو شاداب و سرزنده گشت.
گر گل سپرم بی تو بود تیزتر از خار
ور نوش خورم بیتو بود تلختر از سَمّ
هوش مصنوعی: اگر گل را به جای تو سپر کنم، به اندازهای تند و آزاردهنده میشود که از خار نیز بیشتر میزند. و اگر نوشیدنی را بدون تو بنوشم، آنقدر تلخ خواهد بود که همچون زهر به نظر میرسد.
بیخدمت تو تیره شود طبع من از تف
بیطلعت تو خیره شود چشم من از نم
هوش مصنوعی: اگر در خدمت تو نباشم، ذهن من کدر و تیره میشود و از نگاه کردن به چهرهی زیبایت، چشم من پر از اشک میگردد.
تا از حرکات فلک و سیر کواکب
گه شادی و سود آید و گاهی غم و ماتم
هوش مصنوعی: حرکتهای آسمان و گردش ستارهها باعث میشود که گاهی اوقات خوشحالی و بهرهمندی بیاید و گاهی اوقات غم و اندوه بر ما حاکم شود.
بادند رفیقان تو در شادی و در سور
بادند حسودان تو در ماتم و در غم
هوش مصنوعی: دوستانت در خوشی و جشن کنارت هستند، اما حسودانت در زمان دلتنگی و ناراحتی دور تو هستند.
دست تو همیشه بهسوی رَطل و سوی جام
گوش تو همیشه به سوی زیر و سوی بم
هوش مصنوعی: دست تو همیشه به سمت شراب و جام است و گوش تو همیشه به سمت صداهای زیر و بم توجه دارد.
در مجلس تو صفزده خوبانسرایی
با جعد پر از حلقه و با زلف بر از خم
هوش مصنوعی: در جمع شما، زیبایانی حضور دارند که موهای شانه کرده و حلقهدارشان مانند گیسوانی است که در هم پیچیده شدهاند.
از خدمت دیدار تو اقبال همه خلق
و اقبال تو از دولت سلطان معظم
هوش مصنوعی: از حضور و دیدار تو، همه افراد خوشحال و سعادتمند میشوند و همچنین تو نیز از نعمت و حمایت بزرگترین پادشاه بهرهمند میشوی.