برگردان به زبان ساده
رسید عید همایون و روزه کرد رحیل
به جام داد فلک روشنایی از قندیل
هوش مصنوعی: عید بزرگ فرارسیده است و سفرهای که نماد نور و روشنی است، آماده شده. آسمان با نور و روشنایی خود مانند چراغی در این روز جشن میدرخشد.
چو روشنایی قندیل بازگشت به جام
سزدکه من به غزل بازگردم از تهلیل
هوش مصنوعی: وقتی که نور شمع دوباره به جام برمیگردد، شایسته است که من نیز از ستایش دست بردارم و به سراغ غزل بروم.
غزل ز بهر غزالی غزاله رخ گویم
کهکرد خسته دلم را اسیر خد اسیل
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلربایی یک غزال، شعری گفتم که دل خستهام را به دام عشق گرفتار کرده است.
چو عشق چشم کحیلش فتاد در دل من
بخیلکرد به من بر به خشم چشم کحیل
هوش مصنوعی: وقتی نگاه زیبا و دلربای او به قلب من افتاد، حسود و پرخاشگر شدم.
به حسن یوسف مصرست و رویم از غم اوست
به رنگ نیل و دو چشمم ز اشک هست چو نیل
هوش مصنوعی: ظاهر من به زیبایی یوسف مصری شبیه است و چهرهام غمگین است. رنگ چشمانم مانند نیل است و اشکم همواره میریزد، همانطور که نیل پرآب است.
خلل رسید به جانم ز عشق آن صنمی
که همگُزیده حبیب است و هم ستوده خلیل
هوش مصنوعی: عشق آن معشوقی که هم محبوب و هم مورد ستایش است، به جانم آسیب رسانده است.
مرکب است ز بخل و ز جود چشم و لبش
که آن به غمزه جوادست و این به بوسه بخیل
هوش مصنوعی: چشمان و لبان او ترکیبی از generosity و stinginess هستند؛ یکی از آنها با ناز و عشوهای بخشنده به نظر میرسد و دیگری با بوسههایی که از او دریغ میشود، نشاندهندهی بخلی است.
ز بخل ناب لب آن صنم دلیل بس است
ز جود صرف تمام است دست خواجه دلیل
هوش مصنوعی: از خساست و بخل لب آن معشوق، همین یک نشانه کافی است و از بخشش و generosity او، دست معشوق کاملاً نشاندهنده این موضوع است.
صفی حضرت شاه جهان ابوطاهر
جمال جملهٔ اعیان حضرت اسماعیل
هوش مصنوعی: ابوطاهر جمال، فردی با مقام و منزلت است که همهٔ اشراف و بزرگان به او احترام میگذارند و او را میشناسند.
یگانه بار خدایی که از فضایل او
همی نهند زمین را بر آسمان تفضیل
هوش مصنوعی: تنها یک خداوند وجود دارد که به وسیله فضایل و خوبیهایش، زمین را برتر از آسمان قرار داده است.
مدیحش از دل مداح تیرگی ببرد
چو بوی جامهٔ یوسف ز چشم اسرائیل
هوش مصنوعی: مدح و ستایش او از دل مداح غم را برطرف میکند، مانند بوی خوش لباس یوسف که چشمان یعقوب را مینوازد.
گشادهروی و گشادهدل و گشادهکفش
ز مال و جاه بر آزادگان گشاده سبیل
هوش مصنوعی: آزادگان با روحیهٔ خوب و دلباز، همواره به دیگران کمک میکنند و در برابر ثروت و مقام، آزادمردی و بزرگواری خود را حفظ میکنند.
دقایق هنر این است اندک و بسیار
شرایط کرم این است جمله و تفصیل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هنر در جزئیات و ظرافتها نهفته است و ویژگیهای آن میتواند هم در موارد کم و هم در موارد زیاد به خوبی جلوهگر باشد. به عبارتی، هنر به سادگی میتواند در ابعاد مختلف خود را نشان دهد و در عین حال عمیق و پیچیده باشد.
اگر به دادن روزی کفیل خواهد دهر
کَفَش به دادن روزی کفایت است کفیل
هوش مصنوعی: اگر روزی و sustenance من به یکی واگذار شده باشد، آن شخص میتواند به خوبی این مسئولیت را به انجام برساند.
وگر ز مذهب او یک صحیفه نشر کنند
تهی شود همه عالم ز فتنهٔ تعطیل
هوش مصنوعی: اگر از مذهب او کتابی منتشر کنند، همه جهان از آشوب عدم عبادت خالی خواهد شد.
چو در ستایش او لفظ جزل گوید مرد
به لفظ جَزل دهد مرد را عطای جزیل
هوش مصنوعی: وقتی مردی در ستایش او به کلامی قوی و زیبا سخن بگوید، او نیز به او پاداشی بزرگ و ارزنده میدهد.
مگر ز طبع و ز حلمش خبر نداشت کسی
که گفت باد خفیف آمدست و خاک ثقیل
هوش مصنوعی: کسی که گفت باد ملایم وزیده و خاک سنگین است، باید از سرشت و صبر او مطلع بوده باشد.
ایا ز شربت احسان تو رسیده شفا
به جان آن که دلی داشت از نیاز علیل
هوش مصنوعی: آیا بادهی مهربانی تو به شخص نیازمند و دردمندی شفا داده است؟
چو رایت است ادب کش تو دادهای نصرت
چو آیت است خرد کش تو کردهای تاویل
هوش مصنوعی: وقتی که ادب و آداب را به خوبی رعایت کنی، به گوهر نصرت و پیروزی دست پیدا میکنی. همچنین وقتی که خرد و عقل را به کار بگیری، معنای عمیق و درست را از آن استخراج میکنی.
اگر کثیر نیاید جهان تو را نه عجب
که هست نعمت او پیش همت تو قلیل
هوش مصنوعی: اگر کثیر به سراغ تو نیاید، جای شگفتی نیست که نعمتهای او در نظر همت تو کم به نظر برسند.
رسد چو نعره زند مرکبت بشارت فتح
مگر مُبَشِّر فتح است مرکبت به صهیل
هوش مصنوعی: زمانی که مرکب تو با صدای نعرهای به جلو میرود، آیا خبر پیروزی تو به گوش میرسد؟ آیا این صدا خود نشاندهنده پیروزی تو نیست؟
برون از آنکه ز غیری جلالت است تو را
به نفس خویش تمامی به ذات خویش جلیل
هوش مصنوعی: فراتر از اینکه عظمت تو به خاطر دیگران باشد، خودت به تنهایی و به ذات خودت بزرگ و باارزش هستی.
سخن به جان شنوند از تو ناقدان سخن
چنانکه وحی شنیدی پیمبر از جِبْریل
هوش مصنوعی: سخن تو باید به دل مردم بنشیند، مثل پیامی که پیامبر از جبرئیل دریافت میکند.
به دست توست همه ساله نسخت ارزاق
چنانکه نسخت باران بهدست میکائیل
هوش مصنوعی: همه ساله تأمین نیازهای غذایی مردم به دست توست، همانطور که باران توسط میکائیل نازل میشود.
ز بهر آنکه همی جان ز فتنه باز آرد
صریرکلک تو ماند به صور اسرافیل
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه جان را از فتنهها نجات دهی، صدای قلم تو همچون صدای صور اسرافیل باقی میماند.
خیالکین تو بر هر تنی که سایه فکند
فکند سایه بر آن تن خیال عزرائیل
هوش مصنوعی: تصور تو مانند سایهای است که بر هر جسدی که بیفتد، سایه مرگ نیز بر آن خواهد افتاد.
ستارهوار ثنای تو بر شدست بهچرخ
همی ز چرخ کند سوی خاطرم تحویل
هوش مصنوعی: ستارهوار، تو به زیبایی ستایش میشوی و این ستایش مانند ستارگان در آسمان درخشیده است. آسمان به یاد تو و خاطراتت، به گونهای به دلم بازمیگردد.
ز حرص آنکه بیابد قبول مجلس تو
ز خاطرم به قلم هر زمان کند تعجیل
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و ولع برای اینکه بتواند به محفل تو راه یابد، هر لحظه در ذهنم با قلم خود شتاب میزنم.
همیشه تا که به عز و به ذل آدمیان
مدار چرخ ز تقدیر نایب است و وکیل
هوش مصنوعی: همیشه باید به یاد داشت که در زندگی، اوضاع و احوال انسانها تحت تاثیر چرخش تقدیر است و نمیتوان از آن فرار کرد. این چرخش میتواند به انسان عزت و احترام بدهد یا او را به ذلت بیندازد.
به نعمت اندر بادند دوستانت عزیز
به محنت اندر بادند دشمنانت ذلیل
هوش مصنوعی: دوستانت در خوشی و نعمت به خوبی و عزیزند، اما دشمنانت در سختی و رنج به ذلت و خواری افتادهاند.
خجسته عید و خزان هر دو مژده داد تو را
یکی به جاه عریض و یکی به عمر طویل
هوش مصنوعی: عید خوشحالکننده و فصل خزان هر دو برای تو خبرهای خوبی دارند؛ یکی به تو مقام و جایگاه بالایی میدهد و دیگری عمر طولانی نصیبت میکند.